|
|
|
|
|
من هیچ مناظره ای با شما ندارم...این نه دفعه ی اول بلکه هزارمین دفعه هست که من با یک دسته آدم مثل تو می خوام قرار مناظره بذارم و میدانم افرادی مثل تو فقط هو چی بازی بلدین...تو اگر جوابی داری این طوری خیلی راحت تره نه مناظره...تو در تمامی بحث به روشنی هر آنچه از لر و کرد را بی فرهنگ و هرآنچه کثافت ترک را برتر دانستی...
من همین جا فریاد می زنم که اگر من در هیچ طالعی نبودم...اگر هیچ پیشگویی منو پیش بینی نکرده...به همون خدایی که قبولش دارم در اولین فرصت آنچنان از شماها می کشم که کرم فساد شما از ذهن هر ایرانی خارج شود...بگذارید منو آدم کش بدونند بهتر از اینیه که ببینم کثافت هایی مثل تو در ایران زنده اند...تو اگه مردی جواب می دادی...هیچ منطقی تا الان که پانزده سال از عمرم می گذرد نتوانسته حرف های مرا رد کند...نه تنها توی بی سواد بلکه کسانی که مدارک عالی هم در زمینه سیاست داشتند هم نتوانستند...چون حرف حق از دهان کوچکترین انسان ها هم حتی بیرون بیاید باسخ رد ندارد...من یک لر هستم و به نمایندگی از تمامی لر ها و حتی دوستان کرد می گم ما یک روز ترک ها که منبع دشمنی با ایرانیند را تیکه تیکه می کنیم...تو یک انیرانی هستی و احترام بر تو بی احترامی بر ایرانی است...حتی اگر از پاکترین نژاد ها هم باشی...هر آن کس که با ما موافق باشه باید بمونه و اون ایرانیست حال می خواهد هر نژاد داشته باشد...همان طور که هیتلر دوستان نزدیک یهودی داشت...ما خواهان هر آن کس هستیم که خواهان تفکر برتر باشد...و آن خری که هنوز می پندارد کلمه ی نژاد پست و برتر یک کلمه عوام فریبانه نبوده نه تفکری برتر بلکه حماقتی بی نهایت والا دارد... پاینده ایراند...لعنت بر دشمن ایرانی... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 28 دی1386ساعت 1:43 توسط یک فاشیست کوچک
|
|
||
|
|
|
|
|
ببینین...یا شما با عوام بر خورد نکردین یا اصلا دقت نکردین...اونی که مطالعه می کنه عامی نیست...اصلا ربطی به عوام نداره...عوام مطالعه نمی کنن...دوست ندارن به مطالعه دعوت بشن...نمفهمن...نمی دونم چطوری بیان کنم...من با خیلیاشون برخورد کردم...وقتی بهشون می گم روزی حد اقل یک ساعت کتاب بخون انگاری دارم فحش بهش می دم...در یک کلام نمی تونه...چون عامی و خره...و اونیم که می خونه اصلا عامی نیست...پس جدا کن این هارو...پس ما باید در سطح فهم اونا صحبت کنیم...چون همین انسان های نفهم و دون شعور مارو بالا می کشن...با جو گرفتن...با اینکه شور بگیرشون برن میدان جنگ بمیرن...این مردم چیزی را می خوانن که برایشان عین داستان باشد...چیزی را گوش می دهند که با عقل ناقص آن ها بخواند...و کسی که به دنبال این ها نباشد عامی نیست...پس ما با یک دیوار غیر قابل نفوذ رو بروییم...پس حق اینست که در سطح شعور این ها صحبت کنیم... " عدم مطالعه,عدم فعالیت سیاسی(به دلیل خطرناک بودن),عدم عضو حزبی بودن,تعصب و خیلی چیزهای دیگه" این ها چیز هایی هست که شما اونو فرهنگ ایرانی می خوانی و دلیل غرق شدن فساد ایرانیان می دانی ...این ها رو کی ایجاد کرد؟...قبل از حمله ی اعراب مگر ایرانیان مطالعه نمی کردند؟...چه کسی کتاب خانه ها رو آتش زد؟...چه کسی با مطالعه مخالفت کرد؟...فرهنگ ایرانی؟...فعالیت سیاسی را چه آیینی ممنوع کرد؟...فرهنگ ایرانی؟...یا آن هایی که انیرانی بوده و ترس از برملا شدن فساد وجودیشان داشتند؟...حزب را چه کسی ممنوع کرد...تفکر آزاد را کوروش ممنوع کرد؟...یا انیرانی موجب آن شد؟...تعصب را چه چیزی ایجاد کرد؟...دشمنی ما با چه کسی؟...با خودمان یا یک دسته حرامزاده که پای بر خاک من گذاشتند؟...کدام فرهنگ؟...من فرهنگی از ایران نمی بینم...این ها همه زاییده ی دشمنان ماست....آن ها این را تحمیل کردند...دیگر تاریخ که دروغ نمی گوید...من اینجا کدام حرفم اشتباه بود؟...آیا این ها رخ نداده؟...آیا وضع با دوران هخامنشی و حتی ساسانی یکسان هست؟...آیا ما باز هم کتاب خانه داریم؟...یا باز هم یک دسته میایند کتاب خانه ی دانشگاه تهران را آتش می زنند؟...من نه ایرانی می بینم که دست در این کارها دارد و نه فرهنگ ایرانی...این ها همه یا باز مانده ی ترک است و یا عرب و یا یهود...که ارباب بزرگ آن ها را بر ما تحمیل کرد و حال ما دیگر هیچ نداریم مگر ابر مردی ظهور کند... اروپا و آمریکایی که شما نامشان را میاورید ببینین در چه کثافتی خوابیده...از زمانی که نابودیه آلمان نازی و بعد از آن فاجعه ی بزرگ فروپاشی شوروی رخ داد ببینین بزرگان مملکت چه کسانی شدند...یک زمان لنین خروچف استالین مردان اول شوروی بودند که چنان مملکتی ساختند که کرم بزرگ دموکراسی آمریکا به لرزه افتاد و حال آقای پوتین است و مملکتی که گازش قطع می شود...آن زمان هیتلر بزرگمرد فلسفه... صدراعظم بود حال خانم آنجلا مرکل که پول لباساش اندازه ی شام یک ماه من است...و حتی در کشور های متفق انسان هایی چون چرچیل با اینکه از وی نفرتی فراوان دارم قدرت را در دست داشتند حال یک مشت گیچ نفهم که حتی ذره ای هوش اقتصادی ندارن...این یعنی چه؟...این یعنی دنده عقب...ما همه داریم دنده عقب میریم...فقط چون کشور های اروپایی زندگی تمیز دارند اصلا به چشم نمی آیند و ما که همشه در فلاکت بودیم به چشم میاییم...و دلیل آن چیست...چیز کثافتی به نام آزادی بیان که یهود آن را بعد از جنگ رواج داد...که مردم بیایند بدون هیچ دلیل عقلی فردی چون سارکوزی را به عنوان رییس جمهور برگزینند که این آقا منبع فساد است...کسی که با دوست دختر خود که مانکن لباس های مایوی لب دریاست در صحنه ی سیاست ظاهر می شه...و افرادی چون لوپن و خانم سگلن رویال ناکام باقی می مانند...خانم هیلاری کیلینتن فرد اول سیاست می خواهد بشود...از آن طرف میمونی به نام اوباما هم رغیب اوست...دنیا در هرج و مرجی باور نکردنی همراه با فاسدی غیر قابل باور به دام افتاده...این کجاش حرکت با سرعت نور هست؟....این نجاست با سرعت نور هست.. "به جان خودم من این عقیده رو که نازیسم باعراب و ترک ها مشکلی نداره رو از نبرد من گرفتم" من اصلا نمی فهمم این حرف یعنی چی؟...من یک سوال دارم...در دین اسلام که حال می گویند برای مثال چت کردن حرام است مگر در زمان پیغمبر ملت چت می کردند؟...و یا من باید بگم که چون در قرآن نیامده چت نکنین حالا من باید چت کنم؟....خوب این حرف از کجا اومد....اونایی که متخصص و ادامه دهنده ی اسلام بودند این حرف را زدند...حالا اینم حرفه که من بگم چون هیتلر نگفته پس نیست...درسته این نژاد ها اون موقع بودند...ولی در درجه ی اول هیتلر این ها را به حتم بازیچه ی یهود می دانسته...و در درجه ی دوم من بارها گفتم با عروسک بازی که طرف نیستیم...طرف ما فلسفه هست و باید استدلال کنیم و ببینیم در مورد این هم آیا صدق می کند یا نه...و من دلایلیم را در پست قبل آوردم و گفتم... "چون این حرف از دهن هیتلر بیرون آمده و او غول فلسفه بوده من هم این حرف رو قبول میکنم" من یکی از تک نازیست هایی هستم که تمامی حرف های هیتلر را قبول ندارم...برای مثال بزرگترین دشمن او به نام کمونیست...در صورتی که من آن را یک دوست می دانم...پس من هیچ وقت این حرف را نزدم...و آن حرف هایی هم که گفتم قبول دارم دلیل دارم برایشان...برای مثال من گفتم چون مشکل داریم با بعضی از نژاد ها پس اونارو حال هر چیز همانند پست می نامیم... کمونیسم هم یک مساله ای بود که در زمان خود نیاز به مصاف کردن باهاش را داشت...ولی نه حال...آن موقع به طور تقزیبی اولین باری بود که دو قول دیکتاتوری روی کار آمده بودند و نمی توانستند با هم بسازند ولی حال دیگر بعد از چندین بار عملی شدن این دو امر دیگر جنگ بین آن ها برای نفهم های آن هاست... یک مطب را یک باره به یادم آمد که پاسخ ندادم آن هم درمورد این جمله ی شما بود در نظر قبلی: "به نظر من نژادی وجود نداره که با اخلاق گرایی مشکل داشته باشه" این حرف اصلا مهم نیست...نه اینکه قصد توهین داشته باشم ولی این حرف همانند آن دسته ایست که می گویند برای مثال ماکیاولی خیلی حرفاش دهشتناکه...این حرف اصلا حرف مفت هست...چون حرف هایی که ماکیاولی می گفت همش واقعیت داشت...مثل اینکه من بگویم شیر حیوان های اهلی را تیکه پاره می کند و می خورد و شما بگویید من بی رحمم..به من چه...خریت مردم به وسیله ی ادیان و هزاران چیز دیگر در سخنان ماکیاولی تمامی حقیقت بود...همین طور که یک دسته با اخلاق گرایی مشکل دارن واقعیته... برای مثال آن سیاه پوستانی که در آفریقا هستند را کنار می گذارم...چون چیزی نستند...ولی آن هایی که در آمریکا هستند...وقتی آن سبک رپ که تماما فحش مادر پدر و صحنه های جنسی در شو هایشان هست را ایجاد می کنند من باید به آن ها چه بگویم؟...این اخلاق گرایی است؟...که یک ملت الاغی هم به دنبالش هستند...یا برای مثال وقتی همان آقای سارکوزی که یهودیست چنان گندی را به بالا میاورد که مست می کند و به جلو دوربین می آید من این کار را چه بنامم طرفداریه تام از اخلاق؟...وقتی بعد از فاشیسم و کمونیسم دنیا در فساد فرو می رود من چه بگویم؟...بگویم دنیا اخلاق گرا شده...چون یک دسته یهودی که بعد از جنگ جهانی دوم پیروز شدند دنیا را دارند به فساد می کشند که آن را در سلطه کامل بگیرند؟...بروید کمی بیندیشید دوست نه اینکه ظواهر را نگاه کنین..واقعیت آن چنان در پرده های دروغین فرو رفته که نمی شود با یک دقیقه تفکر آن را یافت... در مورد جملات آخر شما...در مورد بی فرهنگی و نابودی فرهنگ و عقب ماندگی ما مثل قدیم در بالا توضیح دادم... سوالی بود بپرسین باز من پاسخ می دهم... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 22:20 توسط یک فاشیست کوچک
|
|
||
|
|
|
|
|
ببینین دوست عزیز...دقیقا من حرف های شما رو بیان کردم و نام نژاد پست را بر این قشر نهادم...چرا...بله اونی که میگین گمراه درسته...ولی عوام الناس نمی فهمن یعنی چی...من حالا نمی دونم بر خورد کردین یا نه...عوام الناس یک ذره پا فراتر بگذاری نمی فهمن چی میگی...یعنی به کلی نفهم... در مورد دین...و اینکه حالا از نظر من فساد و از نظر شما اعتقاد وارد ایرانیان شد...دلایلی زیادی هست...اگر بخواهم با تعصب نگاه کنم می توانم بگویم نفوذ همان نژاد هایی که من می گم پست و شما میگی گمراه موجب بدبختی شد...ما در طول تاریخ همیشه تحت فشار یهود عرب و ترک بودیم...و مقاومت عقلی مردم تا حدی دوام دارد و وقتی چنین پیش می آید که صد ها سال زیر فشار چنین چیزی باشیم از نظر مغزی بچه ها خراب می شن...و متاسفانه ایران همیشه چشم دشمن به دنبالش بوده... در مورد کتاب هایی که خواندین...به جز نبرد من که منم خوندمش و به قلم خود هیتلر هست بقیه ی کتاب ها یا نوشته ی یهودیان است و. یا نوشته ی حرام لقمه هایی است که یک زمان جیره خوار هیتلر بودند ولی حال پشیمانند زیرا مبلغ بیش تر گیرایی بیش تری دارد...پس بدین کتب هیچ نمی شود اطمینان کرد... در مورد مخالفت هیتلر در نبرد من...خوب این اصلا چیز کاملا مشهودیه...هیتلر آن قدر عامی نوشت که مردم عامی فهمیدند اون چی گفت...یکی از دلایلی که از خریت مردم عامی می تونم بگویم که این افراد شکایت داشتند که کتاب دارای صفحات بالایی است و ما حوصلمون از خوندش سر می ره...خوب این یعنی چه؟...یعنی حماقت...هیتلر مجبور بود چنین حرف بزند چون خر فهم کنه مردم را...افرادی چون هایدگر و هیتلر و افراد دیگر را ما نمی توانیم انسان های سطحی نگری بدانیم...این ها قول های فلسفه بودند...پس زود قضاوت نکنیم.... در مورد ترک های و دیگر نژاد ها...شاید یکی از دلایلی که من شدیدا با این حرامزاده ها مخالفم اینه که توی مملکت من جای مرا تنگ کردند...من خیلی چیز های بزرگی را خواستم و می خواهم و هیچ گاه بدان دست پیدا نمی کنم زیرا می دانم این نژاد ها به جای تولید مثل توله زایی گروهی می کنند...(اشعار فردوسی هم پیدا و می نویسم) به آقای پوریا جوان هم خوش آمد می گم در مورد کتاب تحقیق می کنم می گم... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 14:41 توسط یک فاشیست کوچک
|
|
||
|
|
|
|
|
آقا حسام
بله حواسم نبود پاسخ شما را بدم...فکر کردم دیگه سر نمی زنین من هیچ ادعایی بر نازی بودن و نئو نازی بودن ندارم...و معتقدم که در درجه اول نازیسم در زمان خودش یک تفکر کاملا درست و نئونازیسم یک تفکر کاملا فاسد هست... در مورد عقاید من در نازیسم...اولا اینکه خیلی ها می گن من کمونیستم یا فاشیست...راستش را بخواهید من شدیدا تلاش بر صلح این دو قشر دارم...البته نه کمونیستی مثل فیدل کاسرو و گورباچف و خیلی های دیگه که خیانتکارانی بیش به چپ گرایی نیستند...و نه فاشیست ها ی دیگری که اینچنینند... در مورد مشکلات نژادی...ببین دوست عزیز...من نمی دونم شما چه نگرشی داری و چی و چی...ولی فاشیسم هر چه که هست یک مکتب و با یک فلسفه هست...و فلسفه نیاز به استدلال داره...اولا من بارها ذکر کردم که ما چیزی به نام نژاد پست نداریم...ما به دسته ای از نژاد هایی که از نظر روانی با اخلاق گرایی مشکل دارن می گیم پست...ببینین این بی منطقی نیست...این حرف را هم می شه تو روانشناسی پیدا کرد هم تو جامعه شناسی هم تو فلسفه و هر چیز دیگه ای...پس حرف ردی نیست... حال بر می گردیم به عرب و ترک...این دو نژاد در طول تاریخ شدیدا با نژاد ایرانی مشکل داشته...اینو منم نمی گم...حمله ی اعراب و نفوذ اسلام...و ریشه به وجود آمدن اسلام در حرف های مارکس کاملا گواه بر این قضیه هست...و ترک ها...که به وفور در شاهنامه ذکر شده که چه ها کردند...و توهینات فراوانی فردوسی بدین نژاد کرده...و فکر نکنم حکیم ابوالقاسم فردوسی فردی یاوه گو باشه... و جدای بر این ها نازیسم در ابتدای کار با این نژاد ها مشکل داشته...دوست من مطالعه کن...خواهشا دهان خودتونو باز نکنین هر چی بخوایین از روی غیرت بگین...نژاد سامی شامل چه چیز هاییست؟...من که لر هستم می رم جزوشون؟...نه...یهود... عرب و چندی از نژاد های دیگه از این دسته اند که در لیست نژادی آلمان ثبت شده بود... امیدوارم پاسخ را گرفته باشین...سوال دیگری بود من در خدمتم
آقای خرمدین من تا عمر دارم به اون سه حرامزاده ای که ناشونو اوردی فحش می دم...چ.ن این قدر بی شرافتن که حتی به عقاید خوشون هم احترام نمی گذارن...با بیگانه دست دوستی می دن...آن هم چه کسانی روحانیون و مهر به پیشانی ها...لنین همیشه می گفت تا بین بد و بدتر بدتر نیاد بهتر نمی شه... استاد دانشگاه هم من زیاد دیدم...کدمشونو می گی؟...اونایی که من زور نمی زنم تو بحث شکستشون میدم؟...یا اونایی که صدتا صدتا تو مدرسه می بینم می رن تو دانشگاه درس می دن...این ها دلیل نمی شه...مثلا فرزند اونا حتما ارسطو می شه...این چه منطقیه عقل شماها رو فرا گرفته؟...اگر سواد به جلد کتابه من بی شک می گم خانواده ی من چندین هزار جلد کتاب داره...این می شه سواد؟...شاید اونارو من خریده باشم می زارم زیر پام به جای چهار پایه این دلیل با سوادیه؟...یعنی سوادو با خرید کتاب می شه کسب کرد؟....این منطق ترکیه که دم ازش می زنین؟...من منظورم اینه تا حالا شما دو تا خط کتابو توش تامل نکردی...آخه حرفات همش نقضه....من همش حرفام ملیه...ناموس من شرف من به دست یه دسته حرامزاده داره رو به فنا می ره...نه ترک بلکه ایرانی...فقط زمینه چین اینها ترک بوده یا عرب...شما برو ببین من توی مطالب قبلیم خروارها فحش به خود ایرانی دادم...من متعصب نیستم...متعصب یک افرادی مثل شما و امثال شما هستند که تا چند میلیون کشته می بینن و می بینن یکی طرفداری می کنه از اون می گین آدم خوره...نه دوست من اگر کمی شما ها فکر می کردین شاید هیچ گاه ما توی فساد خفه نمی شدیم... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 دی1386ساعت 18:34 توسط یک فاشیست کوچک
|
|
||
|
|
|
|
|
شما هر چی هستی باش...من دعوای ترک را به میان نکشیدم خود شما آمدین توی وبلاگ و شروع کردین از اون هم وطنان و هم نژاد های نفهمت برو بپرس...من اینجا تخصصم اصلا ترک نبود خود هم نژاد ات اومدن اینجا و شروع کردن...بعدم هکری...خوب باش...مگه آی پی نامبر پیدا کردن هم مهارت می خواد؟...وزارت اطلاعات می خواد با من چه کار کنه؟...بگه چرا به خاتمی فحش می دی از احمدی نژاد طرفداری می کنی؟...یعنی یه هم چین چیزی از من می پرسه؟...بعد می خواد چه کارم کنه ها؟...خودت می فهمی چی میگی...یه وزارت اطلاعات بلدین دیگه خدارو بنده نیستین اگه فهم داشته باشی وزارت اطلاعات با دلیل می بنده نه بی دلیل...من طرفدار احمدی نژادم و تو و امثال تو که خاتمی پشتتون بود هیچ غلطی نمی تونین بکنین...
درمورد قوم خزر...من نمی دونم دیگه چی بگم...شاید شما کتاب را بلد نیستین توی دست بگیرین...صمیمانه بهت می گم...نه می گم خری نه هیچی...قوم خزر یهودی بودن...اینو حتی معلم جغرافی ابتدایی هم می دونه...اون قوم یهودی بود نه ترک...که بعدا نامشون موند روی دریاچه مازندران... اون آقایانی که گفتی که نمی دونم فلاننو بهمان یه سری برو به اسمشون بزن ببین اولشون سید داره...یا ریشه یابی کنی یا یهودین یا ترک... درمورد ستارخان و باقر خان...من بارها در وبلاگ مطرح کردم من هیچ وقت قومی را به جز چنتا محدود ۱۰۰ درصد بد نمی دونم...اینها انسان های بزرگی بودن... بابک و دیگر عزیزانم همون ترک هایی هستند که فارسند و به زور نام ترک می گذاری روشون....شما هم نیا یاد بگیر هی بگو اینی که اینجا گفته شده دسیسه یهودیه بابا جان من خودم اینکارم...تبلیغات بی خودی نکن... حالا هر غلطی دوست داری بکن می خوایی هک کنی...می خوایی هر نجاستی بخوری بخور...شما ترک ها که منطق ندارین تا کم میارین می زنین به سمت خری... یک ذره فکر کن...یک ذره اون اسم هایی که می بری کامل نام ببر...ببین اهل کجان...ببین چین...ببین کین...چرا اینجوری می کنی؟...فکر کردن زور داره واستون؟ من نمی دونم قضاوت با مردم هست... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386ساعت 1:1 توسط یک فاشیست کوچک
|
|
||
|
|
|
|
|
من نمی دانم اکثریت ملت عزیز ما خودشان را خر فرض کرده اند یا مارا خر دانسته اند...همین چندی پیش بود که دسته ای از زنان و جوانان نفهم ایرانی آقای خاتمی را در دانشگاه با اکرام و تکریم پشتیبانی نمودند و از ایشان خواستند که برای انتخابات ریاست جمهوری دو سال دیگر اقدام نمایند...و ایشان نیز با ناز و عشوه پذیرفتند... با دیدن این مناظر انسان چه می اندیشد؟...فکر نمی کنم جزء اینکه آن هایی که آنجایند فقط دو شاخ کم دارند تا عینا شبیه گاو باشند چیز دیگری به ذهن راه نمی دهیم... من خودم از افرادی هستم که تا داشتم دست چپ و راست خودم را می آموختم دیدم دارم به سوی فردی می روم که اصلاح طلب است و مردم همه پشت او را گرفتند...پس اینکه من ندیدم که او کیست و چیست کمی کفر است... این اصلاح کردن ها چه بود؟... راستش را بخواهید یه مدتی در کودکی به تدریج تغییر و تحولاتی در البسه ی افراد دیدم و دیدم که مانتو ها تنگ تر شد...لباس ها از هر جهت کوتاه تر شدند...حجاب کم تر در نظر گرفته شد...آرایش ترویج پیدا کرد...چادر کنار گذاشته شد و از همه مهم تر...و مهمترین نکته این بود که جای صلوات را سوت و کف گرفت!!!...ولی این ها هر چی بود من بچه فهمیدم که آزادی یه همچین چیز هایی نمی تونه باشه...و متاسفانه هر وقت حرف می زدیم و کلمه ای از این آقا انتقاد می کردیم پرخاش هایی را از یک دسته جوان بی بوته حرامزاده می شنیدیم...که شما نمی گذارید آقای خاتمی کارش را بکند...والا من در عجبم اگر یکی می خواهدفلان بزند در کاسه ی آش دیگری با گفتن من جلوگیری می شود؟...چه نگذاشتنی...این آقا هشت سال رییس جمهور مملکت ما بود هیچ کاری نتوانست بکند..اصلا چه کار می خواست بکند...آخر کلماتی مثل بی حجابی...نمی دونم آزادی چیو چی باید امکانش باشد که فردی حرفش را بزند...در غیر این صورت فرد دارد وعده ی سر خرمن می دهد و شیادی بیش نیست...من درک نمی کنم نام آن بی ناموسی که می گوید عوام فریبی وجود ندارد را چه باید نهاد؟...یعنی واقعا آزادی سوت و کف وقتی بتواند یک عده را رام کند این نشانه ی خریت آن دسته نیست؟...خوب هست...مگر می تواند نباشد...طرفدارانی که از این آقا پشتیبانی می کردند دسته ای از دختران و پسرانی بودند که در دانشگاه وقت های میان دو کلاس خود را با بحث های به قول خودشون چپ گراایانه و مارکسیستی پر می کردند...در صورتی که من قول می دهم نصف آن ها حتی نمی دانند مارکس چیست...چه برسه که کیست...و وقتی فردی را دیدند که نام چپ به دنبالش است مثل افسار گسیختگان بدنبالش افتادند... در اینجا به راستی به یک چند گانگی عظیم بر می خوریم...این افراد اگر مسلمانند چرا در حال حاضر که حجاب و موازین اسلامی رعایت می شود ناراضی هستند و خواستار بازگشت دوران بد حجابی خاتمی شده اند؟...و اگر این ها مسلمان نیستند پس برای چه به دنبال یک روحانی افتادند؟...و اگر این ها دموکراتند پس چرا اصلا درین مملکت مانده اند؟... این سخن که جامعه ی ایران به شدت بیمار است شاید بجا ترین سخنان باشد...ملتی که چنین می کنند به شدت مشکلات روحی روانی دارند...چه زمان یک چپی که مارکسیسم را می داند و آن را درک کرده است کوتاهی پاچه شلوار و موی ژل زده را آزادی می داند؟..این خواسته ها همه صفات یک زن و مرد خراب است نه یک روشن فکر...خوب این مشاهدات ما جز اینکه ثابت کند این آقا و طرفدارنش هیز نشان هستند چه چیز دیگر در بر دارد؟...متاسفانه ملت عزیز ما خواستار تمام و کمال دروغ پردازی هستند...حال هم که فردی به ریاست جمهوری رسیده است که به عصر دروغ پردازی های آقای خاتمی پایان داده و هر آنچه می گوید عمل می کند همه معترضند...بله آقای احمدی نژاد چون دست زنان نامحرم را بوسه نمی زند..چون با لباس سفید مثل عروس هفته ای هشت بار به طواف کشور های خارجی نمی روند...چون بنزین را سهمیه بندی کردند و جوانان عزیز ما را از تفریح سالم تکاف در جلوی دختران تا حدی( البته نه بسیار) محروم کردند انسان بدی هستند...ولی آقای خاتمی که فقط و فقط دروغ گفت و در چهار سال دوم نیز با دو قطره ی اشک و دروغ های بزرگ تر به سر کار آمد فرشته ی نژاد ایرانیست...آری آن هم با توهین بزرگی به نام گفت و گوی تمدن ها و فروختن تمامی ایمان انسانی... حال ایمان به هر چیز ...گفت و گوی تمدن های فقط و فقط موجب نابودی هر آنچه می شود که جمع شده...حال چه جمع شدگان خوب باشد چه بد...بحث اینست که من حالم از فردی که به ساختار حکومتی که در آن زندگی می کند و آن را قبول دارد خیانت می کند بهم می خورد ...اگر ایشون ذهن انقلابی دارد پس می تواند اسلحه به دست بگیرد و داد خواهی کند در غیر این صورت اعمال این آقا یک مجموعه ی بی معنی است... البته در کل خواهان این نبودم که از آقای خاتمی انتقادی بکنم چون اصلا ایشون خوشبختانه دیگه سمتی نداره...در کل منظورم اینست که رویداد روزانه نشان می دهد ما یک دسته شیر هستیم که رهبر خودمان را بیشتر اوقات گوسفند انتخاب می کنیم(و وقتی هم سردسته شیر می شود به او دهن کجی می کنیم مثل حالا) و این دسته در جلوی گله ی خرهایی که به دست شیران اداره می شود شکست می خورد...نمی دانم دیگر با چه زبانی بیان کنم نظر با شماست... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 10:43 توسط یک فاشیست کوچک
|
|
||