تبليغاتX
فاشیسم
سلام آقای آتش فراخزاد

این آی دی بنده هست abtin_b2006 شما آد کنید شاید شد.

بعد اینکه...اون که آره عدد شش میلیون یهودی(یا حالا پنج) یک رقم احمقانه اس...امکان نداره این همه یهودی در کره ی زمین آن هم در یک زمان باشن...ولی منظور من وجو هولوکاست اینه که بر خلاف نظر شما هیتلر اگر می تونست بیشتر هم میکشت...البته شاید کشته شدن خیلی از یهودیا اتفاقی بوده ولی خیلی هاشم خواستنی بوده...تازه آدم برای کسی که دنیا را داره می خوره که نباید دلسوزی کنه...برای مثال برای من اصلا وجود کوره های آدم سوزی فرقی نمی کنه چون جهود یک موجودیه که اگر اجازه ی نفس کشیدن بهش بدی نفس خودت را می بره...(البته اینم بگم من اعتقادی به کوره های آدم سوزی ندارم...آخه مگه ارتش آلمان نازی بیکار هست که بیاد یهودیا را دسته دسته جا به جا کنه که بسوزونشون یا حلقه ی طلای دستشون را یک جا جمع کنه؟...ارتش به اندازه ی کافی گرفتاری داشت این ها بیشتر شبیه به یک جوک هست تا واقعیت...تازه این کوره ها جنازه سوزی بوده نه آدم سوزی...آدم سوزی یک کلمه ی مسخره ای هست که همانطور که شما هم می دونی دموکرات ها انداختن سر زبون عوام...)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 13:4  توسط یک فاشیست کوچک  | 

آقا ی آتش فرخزاد اول این که آی دی شما همون ایمیلتون هست؟دوما والا من بدبخت نمی دونم این چه مضیه که کامپیوتر من داره که آد نمی کنه حالا ببینیند من آدتون کردم یک نگامه بندازین اون فرم قبل آد اومده یا نه...اگه نیومده بگین که دوباره تلاش کنم یا برم کافی نت...

 

 

دیروز برای بنده یک آفلاین آمده بود از یکی از افراد(که جالب بود نمی شناختمش و نمی دونستم از کجا اصلا آمده)نوشته بود که:

Nancy ajram khanandeye arab voroode iranian ra  be site khod mamnoo kard

http://www.nancyajram.com/

منم رفتم دیدم بله این طوری شده اول سایت هم نوشته:

NancyAjram.com

A request from Nancy Ajram ,

 You are not allowed to enter nancy ajram official website , becos you are from Dirty country (Iran)

 So Go Away and dont try again !

 

LebanonDesign.com

و کلا یعنی نمی تونید وارد شید چون اهل کشور کثیف ایران هستید....و دوباره هم سعی نکنید

اول بریم سراغ یک چند تا مساله:

 البته من فکر نمی کنم این شکلbecos  در این متن اشتباه نوشته شده و نوشته شده  because یکی اینکه کلمه ی

دیگر کلمه باشه و نباید یک هم چین سوتی داده بشه...

ولی نمی شه هم بگیم که این سایت هک شده چون از کسایی که خارج هستن می تونن تو این سایت وارد بشن....

یک احتمال هست که شاید فیلتر باشه رفتیم دیدم به به فیلتر بوده.....حالا من نمی دونم برید ببینین این طوریه یا نه...چون فکر نمی کنم خودش فیلتر کرده باشه بلکه کار همونیه که می دونین....ولی خواهشا برید ببینین چه خبره...که بدجوری عصبیم....

 

مورد بعدی راجع به یک آقایی از گروه کوکلوکس کِلان که در سال 1964 یک سیاه پوست را به درک فرستاده و حال هم می خوان بعد از چندین سال محاکمش کنن.اول بگم این گروه یکی از گروه های آمریکایی هست که کارش مخالفت با سیاه پوستان و کلمه ی مسخره ی آزادی سیاه پوستان است...اول از اینکه وقتی این متن را می خونین چهار تا به تو روح پدر سگ آبراهام لینکلن نثار کنین که این کلمه ی مسخره را ترویج داد بعد ادامه بدین....

 

آزادی سیاه پوستان(زررررررررررررررررشک)جز فساد و تباهی هیچ چیز را به دنیای مادی عرضه نکرد...و وقتی به ریشه ی این کثافت می رسی یعنی یهود می تونی چیزی بدتر از آنچه را که گفتم درک نمایید...قوم جهود به طور کل از حضور آشکار در سیاست های جهانی  بسیار دوری می کند و در همین لفافه خود را پنهان کرده و فقط و فقط سیاست مداران گاگولی  چون بوش پسر را جلو انداخته  تا با آسایش خاطر هر آنچه می خواهد با نام این و آن انجام دهد...البته عصای دست بعدی این انسان های بی شرافت در سیاه پوستان خلاصه می شود....نظام های سرمایه داری بر خلاف تمامی نظام ها آن طور که من برداشت دارم بجای اینکه در صدد یک جنگ باشه تا این بی تلاطمی را از بین ببرد...یک تحول در داخل کشور و قاره می ده که تاثیرش رو دنیا زیاده...شاید آزادی سیاه پوستان یکی از فکر های خالص سرمایه داری بود...یهود تقریبا بعد از جنگ جهانی دوم دست رو شده ای در دنیا بود که باید علاوه بر پنهان نمودن خود در فکر وسیله ی سلطه ای هم بر حد اکثر آمریکا و رسانه ها باشد...به همین دلیل سیاه پوستانی را که برای بردی داری به این کشور آمده بودند را به یک چیز شاید هیچ کس تاثیر آن را بعد ها تصور نمی کرد رساند...یعنی آزادی....شاید  تقریبی بگم موسیقی سیاه پوستان از جاز شروع شد که کمککم معروف شدن و با مایکل جکسون به اوج رسیدن و بعد تا زمان حاضر که می رسیم به رپ...یک گوش زدی به بعضی از دوستان فاشیست خودم بکنم....نئو نازی ها یک مشت افراد با فکری خراب هستند که تمامی آرمان های هیتلر را به فساد کشیدن...برای مثال هولوکاست را تکذیب می کنن...شاید برای آسایششون باشه ولی یک فاشیست مبارز هست و مبارز هیچ گاه آرمان مبارز قبلی را به لجن نمی کشه....این افراد رپ را به عنوان یکی از سبک های موسیقی در برنامه هایشان قرار دادند...و به خیال این که رپ موسیقی هست برای اعتراض از آن استفاده می کنن....البته قبل تر هم راک را استفاده می کردن....یا این ها ما را خر فرض کردن یا این ها در بی سوادی غوطه ور شده اند....تاریخ رپ از جنوب آفریقا سرچشمه میگیره یعنی این سبک به دست خون کپکی ترین انسان ها شکل گرفته.....با عرضه ی رپ در دنیا فساد اخلاقی نیز در ویدیو های خواننده ها رواج داده شد.....همین طور اشعار سرشار شد از  ناسزا گویی و توضیح حالت های شهوانی و هر آنچه کثافت کاری که می توان در ذهن تصور کرد....

در این کلیپ ها سیاه پوستان به شکل افرادی پول دار نشان داده می شوند که بهترین ماشین ها را در زیر پا دارند و همیشه زن هایی در اطراف آن ها قرار می  گیرد که در بیش تر مواقع نیمه عریان یا عریان هستند....می دانید؟!فضایی می سازند که در آن جزء حقارت چیزی حس نمی کنید....و جالب توجه است که خیلی از انسان ها هم دوست دارند ... اگر بدون هیچ مبالغه ای بگم 90% شبکه های ماهواره ای پر شده از این ویدیو ها و این یعنی موفقیت....یک چیزی را باید دانست این است که هیچ موفقیت جهانی در حال حاضر خالی از دست یهود نیست...کره ی زمین هم چون یک بازی استراتژیک هست که یهودیان بر همه چیز آن مسلط اند....این سرعت پیش رفت در دنیا ادامه یافت تا جایی که سیاه پوستان سفید ها را از محله هایی بیرون انداختند...جاهایی ساختند که ورود رنگ دیگری به جز سیاه ممنوع باشد...روزانه کشتار های دسته جمعی یین گروه هایی که شاید سر زمین بازی درگیری دارند پیش می آمد....سفید پوستان را در صورت مشاهده در محله های خود می کشتند...البته این ها سیاه پوستان خرد بودند در پایین شهر ها از طرفی روسای شرکت ها کارخانه ها را سیاه پوستان را گرفتند...حق حضور در انتخابات ریاست جمهوری به صورت کاندید را پیدا کردند(انتخابات بعدی آمریکا یک سیاه پوست هم داره)....تا جایی رسید که وصلت با سیاه پوستان پولدار سرمایه دار که شیره ی بدن بنده و جنابعالی را که در کشور های عقب مانده هستیم را می خورند شد جزو آرزو های سفید ها...پیوند ها صورت گرفت و دو رگه ها که از یک رگه ی خون پست هم حال مرا بیش تر بهم می زند به میان آمدند...تقریبا شاید این مرحله مراحل آخر این تلاش ها بود چون سیاه پوستان در میان سفید ها پذیرفته شده به حساب آمدند...در ای میان ها گروه هایی هم چون کوکلوکس کلان بودند که به مخالفت بر خاستند....البته من چیزی از این گروه زیاد نمی دونم و اصلا نمی دونم فاشیستند چین؟...ولی خوب هر چی باشن این کارشون بد نیست که با سیاه ها بد هستند....

حالا می رسیم به یک مطلب....من هر جا که می گم فلان نژاد پست هست می گن نه تحقیقات ژنتیکی نشان داده که همه برابر هستن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!....من دانید یعنی چی؟یعنی تلاش دوازده ساله ی هیتلر  و رایش سوم کشک!!...مگر ما سر ژنتیک با این انسان ها درگیری داریم؟وقتی این پاسخ به من داده میشه تازه می فهمم نیچه گفت خدا مرده یعنی چی....مثل اینکه به طور کل فهم بدر شده از انسان های دنیا....بیاین تصور کنیم دعوای ما سر ژن هست...خوب پس چرا وقتی عقب مانده ها را می کشتند شما باز هم اعتراض می کنید؟بعضی از همین بیماران هم به دلیل کم و زیاد شدم کروموز هاشون عقب مونده شدن اینا چی پس....آخه من نمی دانم این ها چرا یک چی می گن که عین خر بمونن تو خرَه....

ولی در این جنگ شاید هر چیزی شرکت داشته باشد جزء ژن....شاید به طور خلاصه بتوان گفت که جنگ بر سر خلوص نژاد و یافتن اصالت و تمدن هست نه چیز دیگر....

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 11:17  توسط یک فاشیست کوچک  | 

گالری عکس هم به صورت ناقص شروع به کار کرد چون فقط بگم بد قول نیستم و هی کامل ترش می کنم..(به نوار بزار در پایین صفحه رجوع کنین)

یک سوال دارم آقا این نوار ابزار بغل وبلاگ که توش لینک و ایناست چرا واسه من رفته پایی صفحه؟تو طول عمرم که همش وبلاگ داشتم تا حالا به این مشکل بر نخوردم تو را به خدا کمک کنین...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 13:46  توسط یک فاشیست کوچک  | 

برید تو این لینک عکس های اتاق بنده را ببینین

http://www.bedroompic.blogfa.com

اگه مشکلی داشت صد در صد بگید حل کنم.یادتون نره!

خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 22:59  توسط یک فاشیست کوچک  | 

سلام

امروز بیستم خرداد سال 1386 است.خبر مهم اینه که من 15 سال پیش در چنین روزی متولد شدم.خوب با اینکه خودم را بار ها نفرین کردم که چرا و برای چه در این خراب شده به دنبا آمده ام ولی در هر صورت تولدم مبارک.

موضوع بعدی تحلیل یک سوالی است که در ذهن تقریبا هر ایرانی که شرف ایرانی داره شکل می گیره...اونم اینه که ایران کی درست میشه؟....البته من حال در امتحناتم و الان هم ساعت دوازده و نیم هست که دارم این حرف ها را می نویسم ولی سعی می کنم خلاصه ولی گویا حرفم را بزنم.

ببینین عزیزان من با فاکتورگیری از بعضی حرف ها که زدنش موجب میشه در وبلاگم گل گرفته شه پاسخ میدم...متاسفانه ایران ما حدودا اگر دروغ نگم بعد از دوره ی هخامنشی دیگر روی خوش به خودش ندید...اگرم دیده خیلی اندک...برای مثال ظهور افرادی چون نادرشاه...وکیل الرعیا....رضاشاه....که توانستند حکومت را در دست بگیرند و البته از آن ور برای مثال سلسله قاجار(سلسله ی خرها)....محمدرضا پهلوی....و...خیلی های دیگر آمدند که چنان بر این مملکت آوردند که هیچ راه جبرانی باقی نگذاشتن به جزء چند تا....

ببینین عزیزان این سگ بدستانی که در خیابان ها به تازگی بهشون تذکر می دن....آن معتادانی که در حال جمع آوری اند آن اوباشی که دارند کتک می خورند...این ها عامل بزرگ بدبختی ما هستند...این حرامزادگان دارند تقاص شعار های طرفداری خودشون را نسبت به این حکومت می دن...و حقشون هم هست....من همان طور که گفتم از طرفداران آقای احمدی نژادم چون دارند عمل می کنند...حال به هر سمت و سویی که البته سمتش هم یک سمت مناسب است....این زنان و مردان زمانی به انسانیت جاودان می رسند که نباشند....تنها خدمت این لجن ها به ایران یک چیز است...آنکه در اردوگاههای کار اجباری ازشمال تا جنوب و از غرب به شرق هرآنچه که بیابان بی آب و علف که ایران دارد را در زیر آفتاب سوزان تابستان و در سوز زمستان آباد کنند و با اشک چشم خود آن را آبیاری و با تن خود آن را کود دهند...آری...این پست فطرتی نیست....این راه است...راه نجات...راه نجات از دست همین افرادی که نیاکان بی شرفشان میرزا کوچک خان ...بابک...و هزاران هزار انقلابی دیگر را به بیگانه ی خود فروختند...تحقیر حق این هاست...این ها فقط و فقط برای این بدین دنیا پای نهادند که رزقشان را از تحقیرشان بدهیم...این ها یک مشت زنا زاده بیش نیستند....راه حل ما تولید یک نسل جدید اندیشمند نیست...راه ما بریدن تخم این انسان ها از زمین است نه تکثیرشان...متاسفانه من مجبورم محدود حرف بزنم و الا حرف برای گفتن خیلی دارم ولی نه مجالی است و نه اعصابی....

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 2:0  توسط یک فاشیست کوچک  | 

امروز زمانی که داشتم بعد از امتحانات به مدرسه می آمدم زنی را دیدم که در برابر میوه فروشی گوجه های پلاسیده و پیاز ها را جمع می کند و در پلاستیکی می ریزد...اولین سوالی که برایم پیش آمد این بود حقوق بشر اینه؟

و واقعا هم همینه...متاسفانه از جنگ جهانی دوم به بعد زمانی که دیگر حکومت های فاشیستی و بعد از آن کمونیستی رو به نزول رفتن و مکتب کثیف دموکراسی آن هم از نوع سرمایه داری بر دنیا حاکم شد از این نجاست بازی ها در اینجا و آنجا بسیار دیده شد...واقعا دموکراسی یعنی چی؟آیا تفسیر مسخره ای که می گوید هر فردی که صلاحیت داشته باشد می تواند به حکومت برسد درسته؟...فقط می توان گفت زرشک...همین...یعنی واقعا کدام کره الاغی این را می تواند بپذیرد که هر خری بتواند انتخاب شود...

بی شک انتخاب چیزی نیست که بدست بشر انجام بگیرد انتخاب آن هم انتخاب یک سیاست مدار چیزیست که بی شک بدست عوامل طبیعی صورت می گیرد نه بشر نفهم...از همه بدتر زمانی است که نجاستی با عنوان سرمایه داری به روی کار آید و ادعای دموکراسی کند...یعنی هنوز این کثافت ها نتوانستد درک کنند که آرمان شهر زمانی شکل می گیرد که در مرحله ی اول یک تصفیه ی کامل صورت بگیرد؟یعنی از این دنیایی که مثل طویله می ماند می توان آرمان شهر استخراج کرد؟ آن هم با توهین بزرگی به نام گفت و گو همراه با صلح؟!....اولا اینکه آزادی بیان بقول مارکس آزادی نیست...این ها توهینه...آزادی چیزیه که ملت پاک یک سرزمین در پناه رهبری یک فرد با صلاحیت زندگی بکنن نه این که در کار شعور و منزلت عوامل طبیعی با انتخاب خود دست ببرند...این پیرزن را چه کسی می خواست از آن جا جمع کند؟آزادی بیان؟....گشنه ها را چه کسی می خواهد سیر کند دموکراسی؟....برابری درست و کار شده را چه کسی می خواهد به وجود بیاورد حقوق بشر؟...این ها که تمامی در معنای خود ناسزایی بیش نیستن پس چه می خواهد این کار ها را انجام دهد؟....یعنی واقعا هیتلر لنین چه گوارا موسیلینی و  و  و.. همگی برای این قیام جهانی خود را آغاز کردند که به اینجا برسیم؟...غیر قابل باوره...و غیر قابل تحمل...چیز دیگری را نمی توان گفت فقط باید به آینده امیدوار باشیم همین و بس...و این نشانه ی بدبختی تمامی جهانیان است/./

در آخر از دوست عزیزم آتش  فرخزاد تشکر کنم به خاطر راهنمایی هاشون و همین تشکر می کنم از دیگر دوستان....

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 13:3  توسط یک فاشیست کوچک  | 

از دوستان عزیز دو خواهش دارم

1.لطفا کسانی که به  اینجا میان در صورت اطلاع من را در شناخت تاریخ کهن ایران کمک کنن و بگن من برم چه کتاب هایی را بخونم.

2.هر کسی که به نظرش یک موضوع جالب اجتماعی سیاسی اقتصادی داره بگه تا یک ذره کارمون بحثی هم بشه

ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 20:45  توسط یک فاشیست کوچک  | 

شكست هاي نظامي سنگين سال هاي ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ ميلادي از ايران (زمان اردشير ساساني و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در اين جنگ ها و تعهد پرداخت باج و خراج به ايران، دعاوي بانو «زنوبيا» در مصر و مناطق شرقي آن، حمله فرانك ها از آلمان به فرانسه (كشور گل) و اسپانيا، تعرض گت ها و وندال ها به حواشي شمال شرقي ايتاليا و شورش طوايف ساكن الجزاير امروز، امپراتوري روم را از آغاز بهار سال 261 ميلادي در بدترين وضعيت خود قرار داده بود.
     اين فشارهاي نظامي و مقاومت ها، در رم و شهرهاي شبه جزيره ايتاليا منجر به گراني مواد ضروري، بي نظمي هاي اجتماعي و كميابي خواروبار شده بود. در اواخر آوريل سال ۲۶۱ ميلادي بزرگان امپراتوري روم هنگامي كه خود را با روحيه خود مختاري ارتش ها چهارگانه اين كشور كه هر كدام درصدد معرفي يك نامزد امپراتوري به سنا و نيز پيدايش فئوداليسم به علت خريد اراضي خرده مالكين از سوي توانگران و خشم ملي رو به رو ديدند احساس خطر كردند، اختلافات فيمابين را كنار گذاردند و در نشستي كه ششم و هفتم ماه مه سال ۲۶۱ ميلادي در «رم» تشكيل دادند دولت ساسانيان را خطر اول و مسبب همه اين دشواري ها تشخيص دادند، زيرا كه سياست كلي ساسانيان بر اين اصل قرار گرفته بود كه روميان قدم به آسيا نگذارند و نيز به آنان اجازه تاخت و تاز در مصر، سوريه و سواحل غربي آسياي صغير (تركيه امروز) را ندهند. اين نشست، خطر دوم را پيدايش فئوداليسم و ثروتمندتر شدن ثروتمندان دانست كه فئودال ها و ثروتمندان در هر شكل ذاتاً مخالف نظام حكومتي جمهوري هستند. بزرگان روم همچنين علل شكست هاي نظامي سه دهه گذشته از ايران را، در جنگيدن همزمان در چند جبهه تشخيص دادند و اين تصميم ها را كه صورتجلسه آن باقي مانده است اتخاذ كردند:
     ـ تضعيف ناسيوناليسم ايراني و حتي المقدور نه با جنگ، بلكه با بازي هاي ديپلماتيك و ظاهرا دوستانه، و از درون (با ايجاد چنددستگي و اختلاف ميان بزرگان و ژنرالها)، به گونه اي كه دولت ساسانيان از توسعه طلبي و دفاع از شرق دست بردارد و به آنچه كه دارد قانع باشد.
     ـ محدود كردن مالكيت اراضي كشاورزي و بازخريد اراضي كشاورزان از فئودالهاي نوخاسته و فروش آنها به اقساط طويل المدت به صاحبان قديم و لغو اسناد معاملات اراضي كشاورزي سالهاي اخير. به علاوه، بستن ماليات سنگين بر ثروت و درآمدهاي ناشي از معاملات (به زبان امروز: كپيتال گين = سود حاصله از سرمايه و خريد و فروش دارايي ها «امروزه سهام، خانه و زمين، ارز و طلا، مسكوك، اشياء عتيقه و هنري).
     ـ ممنوع كردن جنگ همزمان در بيش از يك جبهه. هر جنگ تازه بايد پس از پايان گرفتن كامل جنگ جاري (درجريان) صورت گيرد.
     با اجراي اين سه تصميم كه در تاريخ عمومي؛ «استراتژي رومي» عنوان گرفته است و بايد درس و پند براي هر قدرت جهاني و هر دولت باشد، روميان در دو مورد آخر موفق بودند، ولي هيچگاه نتوانستند ناسيوناليسم ايراني را تضعيف كنند كه به قول «هگل» ابدي و در ذات آرين هاست، و بمانند آتشفشان گهگاه دچار شعله پراكني، انفجار و طغيان مي شود (ايستادگي تاريخي افغانها كه آرين هستند در دو قرن گذشته در برابر انگليسيها و روسها و اينك «ناتو» نمونه كوچكي از آن است و اين ايستادگي پيش از رسيدن به نتيجه، پايان نخواهد يافت).
     با اين كه اين استراتژي در كتابهاي تاريخ عمومي و دروس «استراتژي و پاليسي» آمده است، هيتلر و پيش از او ناپلئون - هيچكدام - از تصميم سوم كه نتيجه يك تجربه گران بود استفاده نكردند، در چند جبهه همزمان جنگيدند، شكست خوردند و نابود شدند.

منبع روزنامک

 

پیروزی اتحاد سرمایه داری، فراماسونری و صهیونیسم در فرانسه

روز یکشنبه ششم ماه مه 2007 دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه برگزارشد. نیکولا سارکوزی کاندیدای جناح راست با اختصاص 53 درصد آرا بر رقیب سوسیالست خود، سگولن رویال، که حدود 47 درصد آرا را بدست آورده بود، پیروز شد. این انتخابات از این جهت دارای اهمیت بود که شرایط جهانی و به طور مشخص شرایط اروپا و خاورمیانه بسیار حساس است و به همین خاطر نقش فرانسه، به عنوان ششمین قدرت اقتصادی جهان و یکی از پنج عضو دائمی شورای امنیت، قابل توجه است. نگارنده قصد ندارد در این نوشتار کوتاه به بررسی جزییات چرایی های اجتماعی، اقتصادی وسیاسی پیروزی راست و شکست سوسیالیست ها بپردازد. این وجه از موضوع در کار دیگری مورد نظر قرار خواهد گرفت.

در این یادداشت اما بد نیست به جنبه های کلان موضوع پرداخته و به اثرات این رخداد در سطح جهانی بپردازیم.

چرا سارکوزی ؟

نیکولا سارکوزی نماینده ی مشخص سه جناح بود : 1-سرمایه داری فرانسه 2-فراماسونری جهانی و 3- صهیونیسم بین الملل

وی به عنوان یک اشراف زاده ی یهودی ازهمان جوانی در صف مبارزات ضد کارگری، ضد اعتصابات و دفاع از منافع بورژوازی بوده است و همه ی آزمایش­های خود را برای خدمتگزاری به سیستم حاکم در پست های شهردار، نماینده ی مجلس، وزیر اقتصاد و دارایی، وزیر کشور و ریس بزرگترین حزب راست فرانسه با موفقیت گذرانده است. او بهترین کاندیدای مثلث فوق در طول 30 سال گذشته درفرانسه است؛ بدین معنا که بعد از والری ژیسکار دستن، که تقریبا تمامی این شرایط را – به استثنای یهودی بودن- داشت، اینک این مثلث توانسته است فردی را بیابد که همه خصیصه های لازم برای برآورده ساختن خواست های این سه جناح را دارا باشد :

1 - برنامه ها و پیشنهادات اقتصادی وی مانند وادار ساختن کارگران به کار اضافی، محروم ساختن سندیکاها از حق دخالت در تصمیم گیری شرکت های بزرگ، کاهش حق اعتصاب، وادار ساختن بیکاران به پذیرش پیشنهاد کار از جانب اداره های کاریابی، کاهش مالیات ثروت های بزرگ، از میان بردن مالیات بر انتقال میراث، کاهش پرداخت های اجباری کارفرمایات و... از جمله طرح هایی است که سرمایه داران فرانسوی را به حمایت گسترده و بی سابقه از او برانگیخت.

2- طرح های وی در زمنیه ی بازگشت به ارزش های اخلاقی دست راستی، کاهش میزان مهاجرت، کنترل شدید خارجی ها، بازگشت دادن خارجی ها بدون اجازه ی اقامت به کشورشان، تجلیل از نقش استعمار فرانسه در قرن نوزده و بیست، ایجاد یک وزارت هویت ملی، بازنگری در تاریخ فرانسه و تاکید بر اقتدار دولت و افزایش اقدامات امنیتی، اطلاعاتی و سرکوبگرانه ...از جمله خواست هایی است که سبب حمایت گسترده ی فراماسونری از وی – که خود عضوی از آنست- بشود.

3 – و سرانجام اقداماتی که سارکوزی به عنوان یک صهیونیست متعصب شناخته شده به مورد اجرا در خواهد آورد سبب رضایت صهیونیسم بین الملل و شاخه ی فرانسوی آن، لوبی قدرتمند اقلیت یهود در فرانسه، خواهد شد، ازجمله مخالفت با ورود ترکیه به اتحادیه ی اروپا به دلیل مسلمان بودن این کشور، سخت گیری و فشار بر مسلمانان در فرانسه، شناسایی، دستگیری، حبس و اخراج عناصر رادیکال مسلمان از فرانسه، بازگذاشتن هر چه بیشتر دست یهودیان در کسب پست ها و مقام های کلیدی در فرانسه، اتخاذ سیاست های همسو با اسرائیل در خاورمیانه، آمادگی مقابله با آمریکا در صورت سرپیچی حکومت آینده ی آمریکا ازحرکت در مسیر منافع صهیونیسم در خاورمیانه، فروپاشاندن اتحادیه ی اروپا از درون آن در صورت تبدیل اتحادیه اروپا به یک مانع و مسله در مقابل جهان گشایی صهیونیسم، انتقال فن آوری های صنعتی، اتمی و نظامی فرانسه به اسرائیل و در یک کلام تبدیل فرانسه به مقر سوم صهیونیسم بین المللی بعد از تل آویو و واشنگتن پاره ای از طرح های قابل پیش بینی سارکوزی به نفع نیرویی است که وی بی شک حاضر است تمامی منافع ملی فرانسه و فرانسویان را به پای آن قربانی کند. 

سازکوزی از جمله کسانی بود که ازپایان یافتن تجاوز نظامی حیوان صفتانه ی اسرائیل به لبنان در سال 2005 به شدت انتقاد کرد و خواهان آن شده بود که این حملات باشدتی بیشترادامه یابد. در طول دوران حضور وی در وزارت کشور یهودیان فرانسه از محافظت و مراقبت های ویژه ی پلیس ومزایای قضایی بسیار برخوردار شدند و فشار همه جانبه بر مسلمانان و خارجی ها چند برابر شد. وی در زمان تصدی وزارت کشور از پول مردم فرانسه برای بازسازی و یا بنای کنیسه های یهودیان در این کشور بهره برد. جمله ی معروف وی این است : « وقتی یک یهودی مورد تهدید واقع می شود، جمهوری مورد تهدید واقع شده است.» سارکوزی با ایجاد یک نوع خلط مبحث میان «مسلمان» و «اسلام گرا» زمینه را برای سرکوب وسیع مسلمانان در فرانسه فراهم کرده است. لوبی های فراماسون که نمی خواهند فرانسه به کشوری با یک لوبی قدرتمند مسلمان تبدیل شود امیدوارند که سارکوزی بتواند رشد چشمگیر اسلام در این کشور را که از حدود ده سال پیش به اینسو بخش هایی از فرانسویان مسیحی را نیز به خود جذب کرده است متوقف سازند.

دستگاه تبلیغاتی وسایل ارتباط جمعی فرانسه که زیر نظر شرکت های بزرگ اقتصادی و لوبی پرقدرت یهودیان فرانسه است با براه انداختن یک موج تبلیغاتی مصنوعی موفق شد میلیون های فرانسوی را چنان مسحور شعارهای عوام فریبانه کند که 53 درصد از رای دهندگان با دست خود بزرگترین دشمن مردم و منافع فرانسه را به مقام ریاست جمهوری برگزینند عواملی که سارکوزی میان فرانسوی ها تحریک، بیدار و تقویت کرد عبارت بودند از : ترس از آینده، ترس از بیگانه، ترس از فقر و بیکاری، نگرانی از دست دادن هویت ملی ؟؟، نژاد پرستی، بیگانه ستیزی، احساس غرور کاذب ملی و هرکس برای خود.

آینده ی فرانسه

پیش بینی آینده ی فرانسه آسان نیست. اما اگر مقاومت اجتماعی و توده ای از سوی نیروهای دمکراتیک، مردمی و چپ فرانسه صورت نگیرد می توانیم آینده ی سیاهی را برای این کشور پیش بینی کنیم. در این مورد باید دید آیا مخالفان سارکوزی موفق خواهند شد در ماه ژوئن و در جریان انتخابات مجلس، رای کافی را برای شکل دادن یک اپوزیسیون قدرتمند در مجلس این کشور فراهم کنند یا خیر. و اینکه آیا سندیکاهای کارگری می توانند واکنش قاطع در مقابل اقدامات ضد کارگری او صورت دهند یا خیر. بی شک فرانسه ماههای پر تنشی را در پیش رو دارد. برخی حتی از اصطلاح «جنگ داخلی» برای توصیف آنچه در انتظار این کشور است نام برده اند. باید در انتظار شکل گیری یک مقاومت اجتماعی در فرانسه بود. مقاومتی که اگر تحقق پیدا نکند فرانسه را به مثابه ریگانیسم در آمریکا و تاچریسم در بریتانیا با پدیده ی ضد مردمی، ضد دمکراتیک و ضد انسانی سارکوزیسم آشنا خواهد ساخت. فرانسه ای به شدت طبقاتی، ضد خارجی، ضد دمکراتیک، ظالم و پایگاه صهیونیسم در اروپا. سازمان های چپ رادیکال از همان روز انتخاب سارکوزی یک خیزش اعتراضی را در شهرهای بزرگ فرانسه آغاز کرده اند. این خیزش که تا امروز نیز ادامه دارد با سرکوبی بی رحمانه که شلیک با گلوله های پلاستیکی را در بر می گیرد مواجه شده است. دبیر اول حزب سوسیالیست فرانسه، فرانسوا هولاند، به عنوان مسول اول یک حزب در خدمت سیستم امروز در پیامی از این جوانان خواسته است که از خیزش اعتراضی دست بردارند و نارضایتی خود را از طریق شرکت در انتخابات نشان دهند. یعنی همان چیزی که نظام حاکم می خواهد. دراین گونه موارد است که شاهد همدستی راست و شبه چپ در حفظ سیستم هستیم.

دررابطه با ایران

رابطه ی چنین سناریویی با کشورمان روشن است. نخست باید به همسویی کامل سارکوزی با سیاست های اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه اشاره کنیم. هم آنقدر که بعید بود نیروهای نظامی فرانسه در زمان شیراک به همدستی با آمریکا در حمله­ای احتمالی به ایران دست داشته باشند، به همان میزان احتمال مشارکت فرانسه­ی تحت حاکمیت سارکوزی صهیونیست در این سناریو وجود دارد. وی بی شک منافع صهیونیسم جهانی را –هر چه باشد- بر منافع ملی فرانسه ترجیح خواهد داد. نخستین ریس جمهوری که انتخاب سارکوزی را به نحو شتاب زده ای به او تبریک گفت کسی نبود جز جرج بوش. قابل پیش بینی است که تصمیم بوش در مورد ایران هر چه باشد سارکوزی به سفارش شبکه­ی صهیونیسم جهانی، سیاست خارجی فرانسه را در راستای آن تنظیم خواهد کرد.چه جنگ، چه سازش با رژیم. در صورت این مورد دوم، درداخل فرانسه، بی شک، اپوزیسیون ایرانی تحت فشارهای بیشتری قرار خواهد گرفت. فراموش نکنیم که نیکولا سارکوزی طراح و تصمیم گیرنده­ی اصلی هجوم وحشیانه ی سال 2003 به مقر مجاهدین در فرانسه بود. وی به طور ایدئولوژیک دشمن جریان های رادیکال و جریان های با گرایش های مذهبی است و بدیهی است اگر روزی چرخ بر پاشنه ی آشتی با رژیم بچرخد در قربانی کردن مجاهدین و سایر شخصیت ها و تشکل های فعال مخالف رژیم در فرانسه ذره ای تردید نخواهد کرد. از همین روی ازهمین حالا اپوزیسیون ایرانی باید پیش بینی های لازم را بکند.

فرصتی برای بازاندیشی

در پایان بد نیست اشاره کنیم که انتخاب سارکوزی یک بار دیگر نظریه ی مسخ پذیری توده ها و امکان بکارگیری آنها بر علیه منافع خود را تایید می کند. ورشکستگی چپ قلابی فرانسه که خود حافظ سیستم موجود است یک بار دیگر نیروهای انقلابی را به این فکر وامی دارد که آیا فعالیت های لاک پشتی و بسیار کوچک و محدود برای روشنگری توده­ها، توان مقابله و پیشی گرفتن از ماشین عظیم مغزشویی و مسخ گری توده ها را، که در اختیار سیستم حاکم است، دارد ؟ آیا این عقب افتادگی فاحش وعمیق میان امکانات بی شمارحافظان نظم طبقاتی وامکانات محدود دشمنان این نظم را جز با افزایش رادیکالیسم و کنشگرایی می توان جبران کرد ؟ نگارنده از تمامی نیروهای انقلابی دعوت می کند که درباره ی احتمال همیشگی شدن عقب افتادگی تاریخی نیروهای روشنگرضد سیستم در مقابل نیروهای جهل پرور سیستم بیاندیشند. آیا داشتن یک گفتمان انقلابی برای ایجاد انقلاب کافیست ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 12:10  توسط یک فاشیست کوچک  | 

به نتیجه رسیدم اگر در امتحان مجالی یافتم بنویسم امروز نیز چنین شد.

همان طور که خیلی از شما ها در جریان هستید چند روز پیش در میدان هفت تیر تهران بر سر تذکر پلیس ها به دختری که حجاب نادرستی داشت درگیری نه چندان رخ داد و سر این خانم هم شکست.در هنگام فرار این خانم به وسیله ی یک تاکسی داد می زد شما مردم تهران بی غیرت هستین.از اون طرف زنی دوربین فیلم برداری را می بیند و رو سزیش را بر می داره و می گه ما حجاب نمی خواییم آزادی می خواییم بعد تا دوربین می چرخه رو سری را سرش می کنه.

در مورد حرف اون دختر ما به دو مساله بر می خوریم...شما با حجاب و آرایش به خیابان آمدی و مورد انتقاد پلیس ها قرار گرفتی و بعد دیدی کسی به دادت نمی رسه گفتی ملت تهران بی غیرتن.خوب این آرایش شما برای چیه؟شما اگر می خوایی جلت توجه کنین خوب غلط می کنی که می گی ملت بی غیرتن تو خودت را برای همین ملت آرایش کردی برای همین جوون هایی که آنجا ایستاده بودند و تو را نظاره می کردند همین جوان هایی که مادرشان را هم می فروشند(ببینین من همه را نمی گم را من منظورم اکثر افراد هست)و همین جوون هایی که نام بی غیرت را روشون گذاشتی.

ولی بعضی ها می گن این جلب توجه نیست بلکه اعتراض هست....واقعا؟اوه اوه!!!....می دانی با این کار چه ضربه ای به حکومت زدین؟هیچی نتیجش همین شد دهنتون را پر خون کردند.

ماشاءلله از اون طرف اون خانم هم تا دوربین و دید شروع کرد به خودنمایی..خوب مسلما شهر که شلوغ می شود قورباغه هفت تیر می کشد..اگر این خانم شیر زن بود بای پاک روسریش را می انداخت کنار و شروع به اعتراض می کرد در غیر این صورت اگر اعتراض داره دیگر برای چه رو سری را دوباره سرش می کنه؟تو اون وضعیت (خیلی عذر می خوا که این حرف را میزنم)اگر یکی میرید وسط میدان هم کسی تعجب نمی کرد ولی اگر ماتحتش را اگر با اون افرادی که برخورد کردند پاک می کرد این می شد یه کاری.

ولی اصل مساله این است که نیایید بگویید احمدی نژاد اله بله من یک حرفی را این جا می زنم که شاید خیلی ها تعجب کنن ولی من یکی از افرادی هستم که طرفدار این آقایم.این آقا داره قانون اصلی این مملکت را که حال حاکم است اجرا می کنه و این خیلی خوبه.آقای خاتمی و بقیه یک مشت آزادی های کپک زده را به ملت عرضه می کردند تا می گفتیم آخه ایشون چه کار کرده یکی از همین دخترای خراب یا یک پسر حرامزاده می گفت سوت و کف زدن را آزاد کرده(اشاره به سخنرانی های این آقا)....بنازم بنازم به این جاکش آدمیان که آزادی نمی دانند چیست...آقای احمدی نژاد داره اسلام را پیاده می کنه اسلام یعنی حجاب اسلام یعنی زن نباید زینت هایت بیرون باشد در هر صورتی و در این مساله استثنایی نیست و حال نیز دارد چنین می شود و این یک افق روشن را نشان می دهد....

دوم خرداد بر تمام ملت ایران تسلیت باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 14:30  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

برداشت مطالب فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد.متشکرم