تبليغاتX
فاشیسم
در ابتدا بگویم که آقای خرمدین...نه شما و نه من و نه هیچ کس دیگری در دنیا نمی تواند ذره ای بر فردوسی خرده بگیرد....حضرت فردوسی روزی پنج بیت بیش تر شعر نمی گفته و من فکر نکنم هیچ گاه این نظم و تامل در یک نوشته خطایی درش صورت بگیره...و ایشون حق هم داشته توهین کرده...نه تنها آن ها بلکه شما در شاهنامه توهین به آریایی ها هم خواهی دید...من و شما کسی نیستیم که بگوییم ایشون چرا توهین کرده....نمی دونم چرا بیان حق ناراحت کننده می شود...

ببین آقای خرمدین من با شما کاری ندارم ولی وقتی یک مردکی هم چون ایرج می آید و حرف مفت می زند من پاسخش را باید بدم...و البته این دفعه چیزی نمی گویم در مورد قوم خزر....از یک سایت مطالبی را گرفتم که سخن تاریخ نویسان مختلف را بیان کرده البته خلاصه و اگر ببینین یا از آن ها به عنوان یهودی نام برده شده...یا یاغی و بی تمدن بودند و یا اصلا دیگه نوادگانشان در ایران نیستند...من اصلا نمی دانم شما کجا دیدی که نژادی به نام ترک داشته باشیم...یک واژه ای که باز هم تاکید می کنم از قاجار منتقل شد:

اما نکته‌ای که تعدادی از منتقدان استفاده از نام خزر بر آن تاکید می‌کنند، مربوط به دو قوم خزر و کاسپیان می‌شود. قوم خزر یکی از اقوامی بوده که در کرانه شمالی این دریا زندگی می‌کرده اند. مرکز پژوهش‌های مجلس در مورد قوم کاسپ که نام کاسپیان از آن می‌آید، می‌گوید که آنها اقوامی ایرانی بوده‌اند که پیش از آمدن آریایی‌ها به ایران در این فلات ساکن بوده‌اند و جزو اقوام بومی ایران از هزاره‌های دور به حساب می‌آیند. برخی از منتقدان از اطلاق نام خزر به این دریا به این دلیل ناراضی‌اند که معتقدند قوم خزر در طول تاریخ به قومی مهاجم و خونریز مشهور بوده است.



برخی دیگر از جمله میرتاج‌الدینی، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی علاوه بر ذکر غیر ایرانی بودن قوم خزر، یهودی بودن این قوم را نیز مورد اشاره قرار داده است.[+]

محمد رجبی، یکی از پژوهشگران مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در مقاله‌ای در سایت همین مرکز در مورد قوم خزر چنین می‌نویسد‌: "از آنجا كه [خزرها] هنوز خوی تمدن و ‌شینی نیافته بودند، دین و آیین پیشرفته‌ای نداشتند و اغلب به شمنیزم و آنیمیسم و محتملاً میترائیسم گرایش داشتند. آنها پس از تشكیل دولت و به هم زدن قدرت، بنا بر عللی كه چندان روشن نیست به آئین یهود درآمدند [...] و مدعی گردیدند كه از تیره بنی‌اسراییل هستند."

برخی مورخان معتقدند خزرها در قرون میانی میلادی به اروپا مهاجرت کرده‌اند و دیگر نشانی از آنها در کنار دریای خزر دیده نمی‌شود.
آرتور کستلر، نویسنده و محقق در کتاب خزران (کستلر، آرتور، خزران، محمدعلی موحد، تهران، انتشارات خوارزمی،۱۳۶۱) می‌نویسد که یهودیان اشکنازی نوادگان یهودی‌های خزر هستند که پس از سقوط امپراتوری خزر در قرن سیزدهم میلادی، به اروپا نقل مکان کردند.

با این حال برخی پژوهش‌های ژنتیک در سال‌های اخیر، فرضیه آقای کستلر را زیر سوال برده است.[+]

اما در مقابل نام خزر، مرکز پژوهش‌های مجلس نام کاسپیان را برگرفته از نام یکی از اقوام بسیار قدیمی ساکن در کنار دریاچه دانسته است. در حال حاضر تمام مراجع بین‌المللی از این نام برای نامیدن این دریاچه استفاده می‌کنند.
دانشنامه ایرانیکا، ذیل مدخل Caspians در مورد کاسپ‌ها یا کاسپی‌ها می‌نویسد که ‌آنها مردمانی پیشا هندو- اروپایی و در حقیقت پیشا ایرانی هستند و برخی محققان مانند هرتزفلد آنها را با کاسی‌ها (Kassite) یکی دانسته‌اند. کاسی‌ها را یکی از اقوامی می‌دانند که در هزاره سوم پیش از میلاد وارد فلات ایران و بعدها در نواحی قزوین، همدان و به خصوص لرستان امروزی ساکن شدند.

منبع آن هم این هست:  http://radiozamaaneh.com/rohani/2008/01/post_189.html

این ها هم فکر نمی کنم از خودم در آورده باشم و اسم تاریخ نویسان هم آمده...و من اصلا اولین باریه که می شنوم چیزی به نام ترک قبل از آریایی در ایران بوده....قبل از آریایی ها فقط چند نژاد در این سرزمین مستقر بوده که لر و گیلک و چندی دیگرند...

آقای ایرج هم بهشون می گم که حالا شما برو مطالعه کن...مگر اینکه ادعا کنی فقط تو راست میگی و دنیا اشتباه می کنه....

اون سوالی هم که تاکید کردم پاسخ ندادین و نگفتین عقل به سن چه ربطی داره....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 21:5  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

متاسفانه کمی احساس گناه می کنم که وبلاگمو کردم با موضوعی خصوصی و جواب مردمو می دم...ولی خوب بالاخره این هم جزء کارای این وبلاگ هست:

آقایی به نام خرمدین این نظرو خصوصی داده من م نویسمش می دونم خصوصی بوده ولی من برای اینکه جواب بدم باید نظرو بذارم تا همه قضاوت کنم...اگر تحریفی توشه بگو:

"تو جوجه فاشيسته نئونازي 15 ساله تاحالا(با زور زدن)كدوم استاد دانشگاهي رو تا حالا تو بحث شكست دادي؟
در مورد كتاب خوندن هم مطمئن باش اگه منظورت از كتاب چرنديات احمد كسروي و نوشته هاي فردوسي باشه نه نمي خونم ولي اگه منظورت از كتاب ديوان حافظ نحج البلاغه نبرد من هيتلر اقتصاد ماركس و ... باشه(جيزي كه بشه اسمش رو كتب گذاشت من مي خونم)
در ضمن من با تو هيچ دشمني ندارم فقط تو با اون مطالبت من رو ناراحت كردي يعني ما ترك ها با هيچكس دشمني نداريم فقط دوتاونصفي آدم كه به ما توهين مي كنند جك مي سازند و... زمينه ساز ايجاد دشمني ميان اقوام ايراني ميشه كه عاقبتي به جز تجزيه ي ايران نداره فقط همين(تو هم نه به ايرانيتت فش بده نه به تركيت من ماهر دومون و هم نسل هاي ما قرباني اشتباهي هستيم كه پدرا و مادرامون مرتكب شدند)
ماجاي هيچ كس رو تنگ نكرديم ايران مال ماست از اول هم مال ما بود.يعني همه ما تو ايران شريكيم.
در ضمن محيط وبلاگ فضايي كه حركس تربيت خانوادگي اش رو نشون مي ده(درسته كه نه من تو رو مي شناسم نه تو من رو)از كلماتي مانند حرامزاده استفاده نكن(اگه مادر خودت رو دوست داري با مادر ديگران كاري نداشته باش)"

 

ببین آقا من می نازم که کسیو تو بحث شکست دادم و نه از این حرف ها...این آدما برای من مضحکند...مساله ی خود خواهیو دروغ نیست...در آرشیو من بحث های من رو با لیسانس هایی میبینین...که آخر فرد مقابل متعاقد شده...این ها یک دسته انسانند که صبح تا شب توی کتاب های چرندی با حفظ دو سخن خود را برترین فرد می دانند...این خریت است نه فکر...

تو جوجه فاشيسته نئونازي 15 ساله تاحالا(با زور زدن)كدوم استاد دانشگاهي رو تا حالا تو بحث شكست دادي؟

کاملا از این جوله ات مشخص است از حسادت آتش گرفتی...با زور زدن...چهارتا اصطلاح مزخرف میاری که من روحیم خراب شده مثلا...جوجه من نیستم شمایی که فکر می کنی نشانه ی عقل سنهیعنی عقل انسان به چشمش باشد و بزرگان این عامل را عامل اصلی کوته نگری خواندند...دوست دارم جواب این جملمو بدی چون تا حالا هیچ کس به من نتوسته اثبات کنه عقل به سنه...جواب می خوام ازت....

 

شما می گویید دشمنی با ایرانی ندارید خوب این حرف چیست؟

" در مورد كتاب خوندن هم مطمئن باش اگه منظورت از كتاب چرنديات احمد كسروي و نوشته هاي فردوسي باشه نه نمي خونم"

کسروی را می گذاریم کنار...اصلا می گوییم فلان فلان شده است...ولی مردک اگر تو و ترک های دیگر با ایرانی مشکل نداشتند به عزیز ترین فرد در بین ایرانیان یعنی فردوسی توهین نمی کردند...می بینین...دهان خودتان را باز می کنین حرف می زنین نقض می کنین...روشی که یک دسته هزاران سال پیش به نام سوفسطاییان برای بحث با ملت خر اختراع کردند....حال می دانم که این جملات را می خوانین برافروخته ای...چون از واقعیات فرار می کنی...نه شما بلکه اکثریت ترکان...من نه الان فحشی دادم نه ناسزایی گفتم...من اگر پدر پدرسگ یک دسته را به فحش خوار مادر می بندم چون می دونم منطق ندارین...پس این نقض حرف اولتون که اصلا هر فردی با خواندنش متقاعد می شود...پس دشمنین و اینو خودتون اثبات می کنین...لطفا در این وبلاگ به فردوسی هم فحش نده...بی شرافت ایرانی که توش الان به عنوان یک کشور نسبتا مستقل زندگی می کنی به خاطر همین انسان شریف است...من نمی دانم چه کتاب هایی خواندی؟...تاریخ را خواندی؟...تاریخ ابتدایی این ها را توش نوشته...ببین نیازی نیست کتاب خوان خبره ای باشی با اندکی اطلاعات هم می شود طرف مقابل را از حرفی که زده پشیمان کرد ولی متاسفانه شما فقط می خوانین...روخوانی...روزنامه خوانی...و خود را گول می زنین ما خواندیم...یعنی من فقط لحظه به لحظه دارم به ترک احساس بدی پیدا می کنم و این تقصیر همین تفکر کثیفی است که در ذهن شماست...

"فقط دوتاونصفي آدم كه به ما توهين مي كنند جك مي سازند و... زمينه ساز ايجاد دشمني ميان اقوام ايراني ميشه كه عاقبتي به جز تجزيه ي ايران نداره فقط همين"

همین؟...یعنی این ذهن چقدر باید بسته باشد که فردی فکر کند یک کشور با چند جک تجزیه می شود...کدام جک موجب تجزیه شد؟...آیا این خواست که زبان ترکی در شهر های ترک نشین باید به عنوان ادبیات تدریس بشه موجب تجزیه نمی شود ولی جک می شود؟...مگر هر روز و شب ترک هایی که توی خاک ایران...سرزمین فارسی زبان زندگی می کردند دست به تظاهرات نمی زدند که ما باید زبان خودمان را تدریس کنیم...

اینا نبوده بعد جک هایی که ساخته می شوند دلیل بر تجزیه است...آقا حد اقل یک دلیل بیاور مردم باور کنند...توی روز روشن نمی شود جنایت کرد همه ی مردم آن هم در عصر ارتباطات می بینند...امیدوارم این تظاهرات ها را یادتان نرفته باشد...

(تو هم نه به ايرانيتت فش بده نه به تركيت من ماهر دومون و هم نسل هاي ما قرباني اشتباهي هستيم كه پدرا و مادرامون مرتكب شدند)

بله...کاملا درسته ولی من همین حرفو دو مطلب پایین تر زدم که هیچ فردی فکر نمی کند که شما هم دارید پدر می شوید و همین بلا را به سر ما میاورین...بعد فرزندانتان می گویند این کار بابای ما بوده آن ها هم بزرگ می شوند و این کار به استمرار ادامه دارد و انسان نمی داد که چه زمان موقعه ی انتقام ماست...فقط فرصت طلبی...معصوم جلوه دادن...کارهای متداول شما ها که با زیرآبی رفتن از مجازات می گریزید...

"ماجاي هيچ كس رو تنگ نكرديم ايران مال ماست از اول هم مال ما بود.يعني همه ما تو ايران شريكيم."

ترک ها کی توی ایران بوده اند؟...برای من مدرک تاریخی بیاور...یک دسته که بورند اصلا ترک نیستند و آریایی اند و فقط زبان ترکی دارند...یک دسته هم با قوم قاجار به ایران آمده اند که مغولند شما کدام را می فرمایین؟

من نمی دانم شما بودین یا کس دیگر...که گفت قوم خزر در کنار دریای مازندران ترک بودند!!!!!!!!!!...حالا هر که بوده مشخص است اصلا نژاد ها هم تشخیص نمی داده...خزر ها یهودی بودند...که در حال حاضر هم می گویند دریای خزر (چون اسم قوم یهودیان

بوده )نگویید و نام آن را مازندران بخوانید...به خدا این ها را معلمان تاریخ دبیرستان که بویی از سواد نبرده اند هم می دانند...تو را به خدا به خود زحمت بدهید حد اقل نمی خواهید بخوانید و حوصلتان نمی آید بروید بپرسین...

در ضمن محيط وبلاگ فضايي كه حركس تربيت خانوادگي اش رو نشون مي ده(درسته كه نه من تو رو مي شناسم نه تو من رو)از كلماتي مانند حرامزاده استفاده نكن(اگه مادر خودت رو دوست داري با مادر ديگران كاري نداشته باش)"

بله من مادرم را دوست دارم...ولی یک دسته حرامزاده چندین بار به مملکت من آمده اند و به ناموس ایرانی تجاوز کردند...بردند و خوردند و من واژه ای بهتر از حرامزاده برایشان نمی بینم شما سراغ داری بگو تا استفاده کنم...

در حال حاضر من در این پاسخ فحشی ندادم و قول شرف می دهم آقای خرمدینی که الان پشت کامپیوترت نشستی و اینو می خوانی برافروخته ای...چون واقعیات بیان شد...مزه ی تلخ واقعیت زیر زبان هر کسی موجب عکس العمل فرد می شود....امیدوارم پاسخ قانع کننده ای برای حرفهایم داشته باشی...

 

سیروس

شما خیلی پرتی می دانی...حتی جرات بحث نداری...فحش میدی فقط...چون مرد بحث نیستی...تو اگر فلک زده سواد داری بیا بحث کن...جرّت گرفته اومدی فحشاتو دو برابر کردی مثلا حالا چه؟...دقیقه به دقیقه به واژه ی بوزینه ای که می خواهد خود نمایی کندی که به تو نسبت دادم اطمینان بیش تری میابم...باز هم می گویم اگر مردی که نیستی بیا بحث کن...یا این قدر فحش بده تا جانت بیرون بیاد

باز هم معذرت می خوام که وبلاگ بدین شکل درآمده....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 21:56  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 نمی دانم بگویم ما در کثافت غرق شده ایم یا کثافت در ما غرق شده...زیرا آمیزش این دو آن قدر با هم زیاد  بوده که دیگر قابل تشخیص نیست و ما محلولی هم گن با لجن تفکر دموکراسی تشکیل دادیم...

سالگرد هولوکاست است... و طبق معمول دسته ای حرامزاده ی ایرانی آن هم پناهنده ی کجا "ترکیه" برای محکوم کردن هولوکاست دست به تظاهرات زدند...و ملل حرامزاده ی دیگر هم چنین

در ابتدا بگویم هولوکاست با آن ارقام کشتار یک دروغ مضحک است...آخر آن زنان و مردان خرابی که می گویند شش میلیون یهودی کشته شده... نمی پرسند آن موقع کل یهودیان چقدر بوده که اصلا شش میلیون کشته شدند؟...در حال حاضر ما دو میلیون یهودی داریم آن موقع باید حدود یکی دو هزار نفرشان باقی مانده باشه تا به این رقم جمعیت رسیده باشند...آخر این حرف مفت نیست؟....حماقت...!

حالا بگذریم...دنیای ما با شکست آلمان به کثافت کشیده شد...ولی حالا هم کمی بدتر به سرمان می آید...تا جایی که یک جوانک سیه پوست می خواهد به ریاست جمهوری آمریکا برسد...فساد از سر و پای این مرد می بارد...با پرش های مسخره و به اصطلاح جوان پسند خود پشت تریبون سخنرانی و سخنرانی های مضحک مزخرف با صدایی هم چون انسان های تکامل نیافته..گویی دارد موزیک فساد آور رپ را اجرا می کند...ما نژاد پرستیم...؟...واقعا اگر کلمه ی "حرامزاده" نبود من از چه استفاده می کردم؟... نژاد پرست آن هایی هستند که از این آقا طرفداری می کنند چون رنگ پوستشان با رنگ پوست آقا هر دو هم چون گه می باشد...انسان های تکامل نیافته...چشمانی مثل انتر کوچک دماغ نیم سانتی هم چون بوزینه مغزی تکامل نیافته...آیا واقعا این آغاز فروپاشی آمریکاست؟...آن هم از نوع سیاهش؟...واقعا شوروی فروپاشی شد ولی جا دارد بگویم آمریکا به کثافت کشیده می شود...البته من از دیگر کاندید ها طرفداری نمی کنم...ولی گویی ما در یک دوره ی بیماری فراگیر روانی هستیم که ملت ها دسته دسته به افرادی چون سارکوزی که با دوست دخترش در صحنه ها حاضر می شود و به حسین اوباما می خواهند رای بدهند...آن هم بی هیچ دلایلی...سارکوزی چه داشت؟...تفکر؟...عقل؟...حتی غیافه؟...خیر!...مشخص است دیگر دموکراسی که یک دسته الاغ از آن طرفداری می کنند دیگر معنا ندارد...اثرات آزاد گذاشتن مردم عادی به طور کامل مشهود است...نظرات بی معنی آغاز شده...زیرا دنیا مریض است...مردم نمی دانند چه کنند...وقتی می گویند شما آزادید تا یک نفر را به عنوان رییس انتخاب کنید دیگر نمی دانند چه کنند...باید حتما حرف بی ارزش خود را بزنند...

نمی دانم...دست و پای من بسته...یک دسته آدم ریض هم که در مد هستند...پدران حرامزاده یشان قبلا فاشیست و کمونیست بوده و حالا که دموکراسی در مد است فرزند دموکرات است و این خانواده ها می میرند اگر حرف نزنند...البته کدام دموکراسی؟...چیزی که فقط روی کاغذ است و حتی این فساد آور هم به طور کامل اجرا نمی شود....

می دانید؟...جای نتیجه گیری ندارد ما به سال های پایانی تمدن ذهنی می رسیم...دیگر هیچ چیز به هیچ چیز ربط ندارد...از هنر گرفته تا سیاست و نظرات مردمی...روشنفکری آخرین سوسو های خود را می زند و زندگی فقط نابودی را می طلبد...

یک آقایی هم به نام سیروس جدیدا گیر داده به ما

جوابتو می دم در صورتی که استحقاق جواب نداری...اول اینکه این کار هر بشریست که وقتی بویی از فهم نبرده حرف های فرد مقابل را به خودش بر گردونه...میدونی؟...شما خیلی مضحکی..مثل بچه به تو نگاه می کنم...سنت می خواد هر چی باشه چون خدارا شکر این توانایی را خدا به من و عده ای دیگر داد که هیچ گاه عقلمان به چشممان نباشد...مردک من به آقای حسام که فحش دادم...آخر چه شد؟...آمد از من طرفداری کرد... چرا؟...چون تو یک آشغال هستی که بی جهت فحش دادی...اگر من فحش دادم حتما دلیل بر عصبانیت بوده و به خاطر ناراحتی اعصابی که سر بحث ها بهم دست می ده بوده...دیگر توی بحث که حلوا نمی دهند که ...ولی تو چه؟...مثل یک بوزینه که قصد خودنمایی دارد پریدی وسط...اگر مرد بودی که نیستی و اگر خیلی ادعای شعور داری مودبانه می گفتی فحش نده یک جواب دندان شکن هم به من می دادی...منم دیگه نمی تونستم جواب بدم مسلما یا می گفتم شکست خوردم و یا اصلا دیگر توی وبلاگم چیزی نمی نوشتم...بعد هم اینکه دوست عزیز بنده اگر بخوام تو وامثال تو را ببندم به فحش این قدر فحش بلدم که نگو...کاری برام نداره این قدر توی عمرم با بی ناموس هایی مثل تو فحش و فحش کاری کردم که برای هر حرف مفت فحشی دارم...ولی شعور دارم یک دفعه فحش نمی دهم...اصلا نمی دانم این بحث به تو چه ربطی داشت...

باشه...من ادای آدم بزرگ ها را در نمی آورم ولی اگر تو بزرگی و من بچه بیا منو توی بحث شکست بده...ولی خودت...نه کمک بگیر نه کس دیگری را بطلب...ولی جراتش را نداری...فلک زده برو توی آرشیو منو ببین تو که برای من آدم هم نیستی من با لیسانس علوم سیاسی گرفته تا آدم معولی بحث کردم...حالا تو دیگه یک آدم بی شعوری که اصلا خندم میگیره جوابتو بدم...کم هم که میارین شعارتونه...تو کودکی...نه شما زن صفتین که تا کم میارین کولی بازی می کنین...

بله شما هم جنس باز نیستین...ولی من در مورد اون حرف هایی که در مورد خانوادت زدم کاملا اطمینان دارم...

از بینندگان وبلاگ عذر می خواهم چند روزی به دلیل بحث وبلاگ این جوری شده...

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 23:58  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

شاید برای اولین بار است که برای دو تا حرامزاده یک پست جدا می زنم...می خوام همه بخونن...شما دو حرامزاده ای که اومدین اینجا نظر دادین نمی خواهید نگران من باشین تشریف ببرین مادران بزرگوارتان را از آغوش مردان دیگر بکشید بیرون...زنا زاده ها شما که حاصل یک شب خوش گذرانی مادرتان هستین دیگر چه ناراحتی برای من دارین...اگر مردین...که البته این ادعای بسیار والایی برای شما بی پدر مادران هست...سر بحث را باز کنین هر چه بگویید من پاسخ می دهم...و البته این مایه ی کار است که ابتدا خرابی را از درون خانواده خود بزدایید و آن مردی که چنین با مادرتان کرده را پیدا کنید  و بعد به بحث بنشینین...

من الانم که دیگه دهنم را باز کردم و هر چی به شما فاسد ها گفتم...زدم سیم آخر...بلاگفا اصلا بیاد وبلاگمو ببنده...وقتی من می بینم ایران ما پر شده از حرامزادگانی مثل شما چه حوصله ای برای من می مانه که بیام و از آزادی بنویسم...کثافت اگر تو و آن خانواده ی فاسدت و آن قبیله ی فاسد تر از فاسدت مورد نداشت که مرد بحث بودین...شما جرات بحث ندارین چون سر تا پاتان را لجن فساد فرا گرفته...حالا بیایید هی توهین کنین...آیا آن مادر و پدر خرابتان درست می شوند؟...خیر...پس بیاموزید که هر کس بی جهت توهین کند ناپاکی بیش نیست...البته جای تردید نیست که این ها را بلد نباشین چون به طور کل مادرتان اصلا خانه نبوده که این ها را به شما بیاموزد...شرف داشته باشین بحث کنین

از آقا حسام هم ممنون برای دفاع کردنش...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 21:18  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

اول اینکه من تا بتوانم به تو و امثال تو فحش می دم...پایین بودن سطح شان این بود که پدرانمان اجازه دادن بی شرافت هایی مثل تو زنده بمانند نه آنکه فحش بدم و سطحم بیاد پایین...و البته کوتاه نگری و سوفسطایی بحث کردن در خون تو و امثال تو که هست...تا کم میارین حرف از شان می زنین و مزخرفات دیگه...من تا همین الانم فحش را به وقت تو نکشیدم باید خوشحال باشی...من اینجا نیامدم با یک مشت وطن فروش بحث کنم...موضوع بحث من با کمونیست ها...سوسیالیست ها و افراد دیگری است که با ما نقطه ی مشترک دارند ولی با ما فاصله گرفتند...من طلب بحث با کسی را دارم که سوفسطایی بحث نکند...

این جملات را نگاه کنین:

تشریف ببر به کردستان و تعداد فرزندان اکثر مردم رو ببین که چند نفرن

پایینش هم گفتن هم چین غلطی را نمی کنن که به قومی توهین کنند

و این جمله

بهت توصیه میکنم کتاب مرز ها و برادری تالیف دکتر برندا شیفر رو بدون هیچگونه تعصب بخونی...احتمالا به این نتیجه می رسی که ترک ها اکثر حرفاشون پر بیراه نیست

من نمی دانم این بیماریه روانی که شایع شده بین مردم چیست؟...این جملات چه معنی دارد...فکر کردین اول هر چیزی می گین و بعد می گویید من قصد توهین ندارم...چرا دارین...از انیشتین می پرسند نظرت در مورد فاشیست های جنایت کار چیست؟...گفت:فاشیست هایی که هر آنچه می گویند و عمل می کنند جنایت کار نیستند...اون جنایتکار بقیه هستند که به حرفاشون عمل نمی کنند....و این دقیقا در تو و امثال تو صدق می کنه...یک مشت ترسو بزدل که مادام بحث را منحرف می کنین به سمتی بی ربط...جرات این را ندارین که بگین من روی ترک تعصب دارم...هر چی از دهانت بیرون می آید نثار کردها می کنین و بعد می گین من غلط بکنم که به قومی توهین یا از قومی طرفداری کنم...و واقعا یک هم چین غلطی هم داری می کنی...و فکر می کنی من و بقیه با دو جمله غلط کردم خر می شیم؟...واقعا تاسف داره...به راستی که تاسف داره...مثل این می ماند که من عین این جمله را نثار کسی کنم و بگویم: بلا نسبت گور پدرت...خوب یعنی چه؟...اگر من بلا نسبت آوردم پس ناسزا چیست؟...و این نشانه ی پریشانیه ذهنی است...

در مورد آتاترک...این مرد از معدود ترک هاییست که قبولش دارم...و دقیقا تو با آن مخالفی...چون آن چیزی راکه در وجود هر ترکیست عمل کرد...و مرد بود...نه مثل شما ها یک مشت ترسو...و این مرد نه تنها از جانب من لعین شده نیست بلکه من طرفدار او نیز هستم...چون دشمنی که رک باشد از دوست هم بهتر است...

 

آیا کشتار کمونیست ها,معلولان جسمی و ذهنی,کولی ها,روس ها,بیماران علاج ناپذیر.لهستانی ها,و یهودی ها در اردوگاه های مرگی نظیر آشویتس حقه؟آیا نسبت دادن لقب,,خورندگان بی ثمر,, به کهنسالان و کشتن آنها حقه؟

 

کمونیسم!!!...شما برای چه طرفداری آن ها را می کنین؟...آن ها که خواهان تام دیکتاتوری هستند...می بینین...جالب است که انسان ها وقتی در تنگنا قرار می گیرند خودشان را نیز نقض می کنند...من دلیل خود را در مورد جنگ کمونیسم و فاشیسم در ابتدای امر بیان کردم...و خودم نیز با این مساله مخالفم که کشتار صورت گیرد...ولی آن موقع بحث جدا بود...شما هیچ نخوانده اید و ادعای بحث هم می کنین؟...مگر کمونیسم هم از ما نکشت؟...حتی بعد از جنگ...مگر استالین قبل از حمله به روسیه خود در صدد حمله به آلمان نبود؟...دیگر این ها حرف های من نیست هر تاریخی را بخوانید در آن هست...پس نه فقط ما بلکه کمونیست ها را مقصر بدانید...

معلولان جسمی...من هیچ وقت نخواندم در جایی و ندیدم....و یا اگر هست کاملا دروغ است که معلولان جسمی را می کشتند...مشکل ما با معلولان ذهنی بود...و تا توانستیم از آن ها کشتیم...ما نه وقت داریم و نه داشتیم که صرف این انسان ها بکنیم...و پزشک اضافه نداریم...و پزشکان ما بهتر هستند و بودند که در خط مقدم باشند تا پیش یک دسته انسان ناقص که هیچ فایده ای نداشتند...مشکل شماها این است که احساسی عمل می کنین...و یک فرد احساسی نمی تواند واقع گرا باشد و فیلسوف هم همچنین...وقتی قواعد احساسی بودن شکسته می شود همه یتان آن را ضد اخلاق می دانین...در صورتی که هیچ ربطی ندارند...

کولی ها...به نظر شما با دزد چه کار می کنند؟...با کولی هایی که کارشان دزدیست باید چه کار کرد؟...آن ها همیشه سیال هستند و سلطه ای هم بر آن ها نمی توان داشت...آیا امور مملکتی این قدر پست است که باید آن را صرف یک دسته دزد بکنیم؟ آن هم دزدهایی که یک بار هم از خود انسانیت نشان نمی دهند...این سوال جوابش با خودت است...(محض اطلاع که حتما هم می دانی کولی ها با عشایر متفاوتند و عشایر انسان های با شرافتی هستند ولی کولی ها دسته ای دزد و حرامزاده بش نیستند)

روس ها....روس ها به خاطر کمونیست بودنشان کشته شدند...ولی با نام نژاد پست...دلایل در بالا ذکر شده...

 

لهستانی ها...من باز هم جایی نه خوانده و نه دیده ام که نوشته باشد لهستانی هانژاد پست هستند...و آن هایی که در آشویتس بودند ملیت لهستانی ولی یهودی بودند...

و اصل موضوع یعنی یهودیان...دیشب زمانی که بهرام مشیری در سخنان خود فکر اینکه چیزی همیشه پشت پرده وجود دارد را یک بیماری خواند من به شدت از این انسان حالت تعفن دستم داد...سوالش این بود که مدرک هم دارین...

چرا نداریم؟...این سوال که چرا افرادی که در مورد فراماسونری می نویسند به طرز مرموزی می میرند بی پاسخ است...یعنی چقدر باید انسان احمق باشد که امور سیاسی را هر آنچه که هست بداند...وقتی تاریخ آلمان و بسیاری از این ها به ما نشان می دهد که یهودیان فقط کرم هایی بیش نبودند و نیستند باید با آن ها چه کار کرد؟...وقتی آلمان در اوج بدبختی خود طلب وام از یهودیان می کرد و آن ها وام هایی با بالاترین سود را به مردم می پرداختند باید با آن ها چه کرد؟...وقتی در تاریخ می بینیم که یهود مملکت ما را...بازار مارا...صادرات و واردات مارا هم چون کرم در بر گرفته است باید با آن ها چه کار کرد؟...آه بله این مزخرف که ما نباید تلافی پدران این ها را بر سر خودشان بیاوریم همیشه به میان است...ولی هیچ وقت هیچ کس نمی داند که این ها هم یک روز پدر می شوند...این ها هم بدبختی آفرینی می کنند...فرزندانشان می آیند و آن ها هم همچنین...و اینجا عقل باز می ماند پس کی باید به پا خیزیم؟...هرزه گویی تا فی خالدون بشریت نفوذ کرده...

در مورد کهنسالان...اولا اینکه من هیچ در این مورد جایی مطالبی ندیدم... و عکس از نگهداری آن ها در خانه ی سالمند خواندم...و این مساله را هم ذکر کنم که از آن ها در مواقعه ی ضروری جنگ استفاده می شد...به عنوان سرباز...و من فکر می کنم در مواقع بحرانی برای کمک به مملکت پیرو جوان معنا نمی یابد...

فرهنگ مجموعه ای از اعتقادات و ارزش هایی هست که برای فرد درونی شده.اعتقادات و ارزش ها چیزی نیست که بشه تحمیلشون کرد.بر فرض محال که تحمیل شده...ازکجا معلوم که فرهنگ ترک هاست؟چه دلیلی داری؟؟؟چند از رفقای یهودی هیتلر رو هم اسم ببر.

کتابی بحث کردن...جمله هایی که در کتب می خوانید میایین اینجا تحویل می دین...اون گوسفندی که چنین تعریفی از فرهنگ دارد نمی داند که عقاید و ارزش ها بدون وجود تهاجم فرهنگی هم متغیر است؟...انسان عقاید خود را در اعصار مختلف با توجه به آنچه که در اطراف خود می بیند نظم می دهد...

حالا از کجا معلوم که مال ترک و مخصوصا عرب است...فرهنگ سوزندن کتاب را چه کسی به ایران آورد؟...فرهنگ تحمیل عقاید را چه موجوداتی بر ایران آوردند؟...آیا ما تا دوره ی ساسانی تفتیش عقاید داشتیم...آیا به زور همه زرتشت بودند؟...

و ترک ها...بیایید ببینین آخرین زورهای غیرتمندی ایرانیان در چه زمانی است...در زمان قاجار و این کرم های ترک آن چنان بر سرمان آوردند که کلمه ی غیرت در بین عوام ایرانی یک کلمه ی غریب است...بعد از مشروطه و بلاهایی که بر سر مردم غیرتمند ایرانی آمد دیگر من جنبشی غیرتمندانه از سوی عوام ندیدم مگر یک دسته رهبران خاص هم چون مصدق کبیر...

و البته درست است که عده ای در مشروطه دست داشتند خود ترک بودند...ولی اصل اینجاست که اکثریت ترک بی شرف بر یک دسته انگشت شمار ترک که اشتباهی بیش در خلقت نبودند حکومت می کردند...ولی نمی توان گفت مشروطه را ترک ها آفریدند....

در مورد دوستان هیتلر...شما تشریف می برین و آرشیو وبلاگ بنده را مطالعه می کنین تا اسم را پیدا کنین...چون اسم شخص را یادم نیست ولی یک جاسوس یهودی زن هیتلر داشت که بسیار با وی صمیمی بود... و این یک نمونه ی ساده است....بسیاری از نازی ها از پدر یا مادر روس بودند...(متاسفانه چون از مطالعه فاصله گرفتم در مورد نام ها یقین ندارم و نام ها را نمی آورم ولی با مطالعه ی سران نازی می توان آن ها را یافت)

خاطر نشان میکنم که تمام مطالب من به خاطر میهن پرستیست چون خطر تجزیه ایران رو عمیقا حس میکنم و مطالب این آقا هم(با اینکه هدفش این نیست)جز کمک به این موضوع کار دیگری نمیکند.ضمنا.بازم به مناظره دعوتت میکنم.(میخوای بیشتر فحش بده.این کار فقط شان تو رو پایین میاره)

شما از تجزیه ی ایران می ترسین...یعنی واقعا عقاید من می تواند ایران را تجزیه کند...عقاید امثال من اصل اتحاد است...تجزیه شدن ایران به دست همان حرامزاده هایی است که نامشان را یهودی گذاشتیم نه افرادی مثل من که هیچند...

یک مساله هم که یادم رفته بود که توضیح بدم این است:

ضمنا,دلایل خودتو برای مخالفت با ترک ها بیار تا دونه دونه با دلیل و مدرک ردشون کنم

شما ساده ترین مطلب یعنی وطن فروشی های قاجار را برای من رد کن...ببین رد کن...نیا بگو خوب اینا اینجوری بودن ولی باقر خان نبود...من نه با باقر خان مشکل دارم و نه چیز دیگه ای....می خوام رد کنی...وطن فروشی ها...کشتار انسان های بزرگ هم چون امیر کبیر...فروختن مملکت به یک دسته یهودی...قرار دادهای مختلف که قطعه قطعه از ایران می کند...این ها را برای من رد کن و ثابت کن کار های خوبی هستند...یادت باشد رد کنی نه افراد دیگری را مثال بزنی که فلان کار را کردند....

...اگه سوالی را یادم رفته بازگو کن بگم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 17:59  توسط یک فاشیست کوچک  | 

من هیچ مناظره ای با شما ندارم...این نه دفعه ی اول بلکه هزارمین دفعه هست که من با یک دسته آدم مثل تو می خوام قرار مناظره بذارم و میدانم افرادی مثل تو فقط هو چی بازی بلدین...تو اگر جوابی داری این طوری خیلی راحت تره نه مناظره...تو در تمامی بحث به روشنی هر آنچه از لر و کرد را بی فرهنگ و هرآنچه کثافت ترک را برتر دانستی...

من همین جا فریاد می زنم که اگر من در هیچ طالعی نبودم...اگر هیچ پیشگویی منو پیش بینی نکرده...به همون خدایی که قبولش دارم در اولین فرصت آنچنان از شماها می کشم که کرم فساد شما از ذهن هر ایرانی خارج شود...بگذارید منو آدم کش بدونند بهتر از اینیه که ببینم کثافت هایی مثل تو در ایران زنده اند...تو اگه مردی جواب می دادی...هیچ منطقی تا الان که پانزده سال از عمرم می گذرد نتوانسته حرف های مرا رد کند...نه تنها توی بی سواد بلکه کسانی که مدارک عالی هم در زمینه سیاست داشتند هم نتوانستند...چون حرف حق از دهان کوچکترین انسان ها هم حتی بیرون بیاید باسخ رد ندارد...من یک لر هستم و به نمایندگی از تمامی لر ها و حتی دوستان کرد می گم ما یک روز ترک ها که منبع دشمنی با ایرانیند را تیکه تیکه می کنیم...تو یک انیرانی هستی و احترام بر تو بی احترامی بر ایرانی است...حتی اگر از پاکترین نژاد ها هم باشی...هر آن کس که با ما موافق باشه باید بمونه و اون ایرانیست حال می خواهد هر نژاد داشته باشد...همان طور که هیتلر دوستان نزدیک یهودی داشت...ما خواهان هر آن کس هستیم که خواهان تفکر برتر باشد...و آن خری که هنوز می پندارد کلمه ی نژاد پست و برتر یک کلمه عوام فریبانه نبوده نه تفکری برتر بلکه حماقتی بی نهایت والا دارد...

پاینده ایراند...لعنت بر دشمن ایرانی...

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 1:43  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

ببینین...یا شما با عوام بر خورد نکردین یا اصلا دقت نکردین...اونی که مطالعه می کنه عامی نیست...اصلا ربطی به عوام نداره...عوام مطالعه نمی کنن...دوست ندارن به مطالعه دعوت بشن...نمفهمن...نمی دونم چطوری بیان کنم...من با خیلیاشون برخورد کردم...وقتی بهشون می گم روزی حد اقل یک ساعت کتاب بخون انگاری دارم فحش بهش می دم...در یک کلام نمی تونه...چون عامی و خره...و اونیم که می خونه اصلا عامی نیست...پس جدا کن این هارو...پس ما باید در سطح فهم اونا صحبت کنیم...چون همین انسان های نفهم و دون شعور مارو بالا می کشن...با جو گرفتن...با اینکه شور بگیرشون برن میدان جنگ بمیرن...این مردم چیزی را می خوانن که برایشان عین داستان باشد...چیزی را گوش می دهند که با عقل ناقص آن ها بخواند...و کسی که به دنبال این ها نباشد عامی نیست...پس ما با یک دیوار غیر قابل نفوذ رو بروییم...پس حق اینست که در سطح شعور این ها صحبت کنیم...

" عدم مطالعه,عدم فعالیت سیاسی(به دلیل خطرناک بودن),عدم عضو حزبی بودن,تعصب و خیلی چیزهای دیگه" این ها چیز هایی هست که شما اونو فرهنگ ایرانی می خوانی و دلیل غرق شدن فساد ایرانیان می دانی ...این ها رو کی ایجاد کرد؟...قبل از حمله ی اعراب مگر ایرانیان مطالعه نمی کردند؟...چه کسی کتاب خانه ها رو آتش زد؟...چه کسی با مطالعه مخالفت کرد؟...فرهنگ ایرانی؟...فعالیت سیاسی را چه آیینی ممنوع کرد؟...فرهنگ ایرانی؟...یا آن هایی که انیرانی بوده و ترس از برملا شدن فساد وجودیشان داشتند؟...حزب را چه کسی ممنوع کرد...تفکر آزاد را کوروش ممنوع کرد؟...یا انیرانی موجب آن شد؟...تعصب را چه چیزی ایجاد کرد؟...دشمنی ما با چه کسی؟...با خودمان یا یک دسته حرامزاده که پای بر خاک من گذاشتند؟...کدام فرهنگ؟...من فرهنگی از ایران نمی بینم...این ها همه زاییده ی دشمنان ماست....آن ها این را تحمیل کردند...دیگر تاریخ که دروغ نمی گوید...من اینجا کدام حرفم اشتباه بود؟...آیا این ها رخ نداده؟...آیا وضع با دوران هخامنشی و حتی ساسانی یکسان هست؟...آیا ما باز هم کتاب خانه داریم؟...یا باز هم یک دسته میایند کتاب خانه ی دانشگاه تهران را آتش می زنند؟...من نه ایرانی می بینم که دست در این کارها دارد و نه فرهنگ ایرانی...این ها همه یا باز مانده ی ترک است و یا عرب و یا یهود...که ارباب بزرگ آن ها را بر ما تحمیل کرد و حال ما دیگر هیچ نداریم مگر ابر مردی ظهور کند...

اروپا و آمریکایی که شما نامشان را میاورید ببینین در چه کثافتی خوابیده...از زمانی که نابودیه  آلمان نازی و بعد از آن فاجعه ی بزرگ فروپاشی شوروی رخ داد ببینین بزرگان مملکت چه کسانی شدند...یک زمان لنین خروچف استالین مردان اول شوروی بودند که چنان مملکتی ساختند که کرم بزرگ دموکراسی آمریکا به لرزه افتاد و حال آقای پوتین است و مملکتی که گازش قطع می شود...آن زمان هیتلر بزرگمرد فلسفه... صدراعظم بود حال خانم آنجلا مرکل که پول لباساش اندازه ی شام یک ماه من است...و حتی در کشور های متفق انسان هایی چون چرچیل با اینکه از وی نفرتی فراوان دارم قدرت را در دست داشتند حال یک مشت گیچ نفهم که حتی ذره ای هوش اقتصادی ندارن...این یعنی چه؟...این یعنی دنده عقب...ما همه داریم دنده عقب میریم...فقط چون کشور های اروپایی زندگی تمیز دارند اصلا به چشم نمی آیند و ما که همشه در فلاکت بودیم به چشم میاییم...و دلیل آن چیست...چیز کثافتی به نام آزادی بیان که یهود آن را بعد از جنگ رواج داد...که مردم بیایند بدون هیچ دلیل عقلی فردی چون سارکوزی را به عنوان رییس جمهور برگزینند که این آقا منبع فساد است...کسی که با دوست دختر خود که مانکن لباس های مایوی لب دریاست در صحنه ی سیاست ظاهر می شه...و افرادی چون لوپن و خانم سگلن رویال ناکام باقی می مانند...خانم هیلاری کیلینتن فرد اول سیاست می خواهد بشود...از آن طرف میمونی به نام اوباما هم رغیب اوست...دنیا در هرج و مرجی باور نکردنی همراه با فاسدی غیر قابل باور به دام افتاده...این کجاش حرکت با سرعت نور هست؟....این نجاست با سرعت نور هست..

"به جان خودم من این عقیده رو که نازیسم باعراب و ترک ها مشکلی نداره رو از نبرد من گرفتم"

من اصلا نمی فهمم این حرف یعنی چی؟...من یک سوال دارم...در دین اسلام که حال می گویند برای مثال چت کردن حرام است مگر در زمان پیغمبر ملت چت می کردند؟...و یا من باید بگم که چون در قرآن نیامده چت نکنین حالا من باید چت کنم؟....خوب این حرف از کجا اومد....اونایی که متخصص و ادامه دهنده ی اسلام بودند این حرف را زدند...حالا اینم حرفه که من بگم چون هیتلر نگفته پس نیست...درسته این نژاد ها اون موقع بودند...ولی در درجه ی اول هیتلر این ها را به حتم بازیچه ی یهود می دانسته...و در درجه ی دوم من بارها گفتم با عروسک بازی که طرف نیستیم...طرف ما فلسفه هست و باید استدلال کنیم و ببینیم در مورد این هم آیا صدق می کند یا نه...و من دلایلیم را در پست قبل آوردم و گفتم...

"چون این حرف از دهن هیتلر بیرون آمده و او غول فلسفه بوده من هم این حرف رو قبول میکنم"

من یکی از تک نازیست هایی هستم که تمامی حرف های هیتلر را قبول ندارم...برای مثال بزرگترین دشمن او به نام کمونیست...در صورتی که من آن را یک دوست می دانم...پس من هیچ وقت این حرف را نزدم...و آن حرف هایی هم که گفتم قبول دارم دلیل دارم برایشان...برای مثال من گفتم چون مشکل داریم با بعضی از نژاد ها پس اونارو حال هر چیز همانند پست می نامیم...

کمونیسم هم یک مساله ای بود که در زمان خود نیاز به مصاف کردن باهاش را داشت...ولی نه حال...آن موقع به طور تقزیبی اولین باری بود که دو قول دیکتاتوری روی کار آمده بودند و نمی توانستند با هم بسازند ولی حال دیگر بعد از چندین بار عملی شدن این دو امر دیگر جنگ بین آن ها برای نفهم های آن هاست...

یک مطب را یک باره به یادم آمد که پاسخ ندادم آن هم درمورد این جمله ی شما بود در نظر قبلی:

"به نظر من نژادی وجود نداره که با اخلاق گرایی مشکل داشته باشه"

این حرف اصلا مهم نیست...نه اینکه قصد توهین داشته باشم ولی این حرف همانند آن دسته ایست که می گویند برای مثال ماکیاولی خیلی حرفاش دهشتناکه...این حرف اصلا حرف مفت هست...چون حرف هایی که ماکیاولی می گفت همش واقعیت داشت...مثل اینکه من بگویم شیر حیوان های اهلی را تیکه پاره می کند و می خورد و شما بگویید من بی رحمم..به من چه...خریت مردم به وسیله ی ادیان و هزاران چیز دیگر در سخنان ماکیاولی تمامی حقیقت بود...همین طور که یک دسته با اخلاق گرایی مشکل دارن واقعیته...

برای مثال آن سیاه پوستانی که در آفریقا هستند را کنار می گذارم...چون چیزی نستند...ولی آن هایی که در آمریکا هستند...وقتی آن سبک رپ که تماما فحش مادر پدر و صحنه های جنسی در شو هایشان هست را ایجاد می کنند من باید به آن ها چه بگویم؟...این اخلاق گرایی است؟...که یک ملت الاغی هم به دنبالش هستند...یا برای مثال وقتی همان آقای سارکوزی که یهودیست چنان گندی را به بالا میاورد که مست می کند و به جلو دوربین می آید من این کار را چه بنامم طرفداریه تام از اخلاق؟...وقتی بعد از فاشیسم و کمونیسم دنیا در فساد فرو می رود من چه بگویم؟...بگویم دنیا اخلاق گرا شده...چون یک دسته یهودی که بعد از جنگ جهانی دوم پیروز شدند دنیا را دارند به فساد می کشند که آن را در سلطه کامل بگیرند؟...بروید کمی بیندیشید دوست نه اینکه ظواهر را نگاه کنین..واقعیت آن چنان در پرده های دروغین فرو رفته که نمی شود با یک دقیقه تفکر آن را یافت...

در مورد جملات آخر شما...در مورد بی فرهنگی و نابودی فرهنگ و عقب ماندگی ما مثل قدیم در بالا توضیح دادم...

سوالی بود بپرسین باز من پاسخ می دهم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 22:20  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

ببینین دوست عزیز...دقیقا من حرف های شما رو بیان کردم و نام نژاد پست را بر این قشر نهادم...چرا...بله اونی که میگین گمراه درسته...ولی عوام الناس نمی فهمن یعنی چی...من حالا نمی دونم بر خورد کردین یا نه...عوام الناس یک ذره پا فراتر بگذاری نمی فهمن چی میگی...یعنی به کلی نفهم...

در مورد دین...و اینکه حالا از نظر من فساد و از نظر شما اعتقاد وارد ایرانیان شد...دلایلی زیادی هست...اگر بخواهم با تعصب نگاه کنم می توانم بگویم نفوذ همان نژاد هایی که من می گم پست و شما میگی گمراه موجب بدبختی شد...ما در طول تاریخ همیشه تحت فشار یهود عرب و ترک بودیم...و مقاومت عقلی مردم تا حدی دوام دارد و وقتی چنین پیش می آید که صد ها سال زیر فشار چنین چیزی باشیم از نظر مغزی بچه ها خراب می شن...و متاسفانه ایران همیشه چشم دشمن به دنبالش بوده...

در مورد کتاب هایی که خواندین...به جز نبرد من که منم خوندمش و به قلم خود هیتلر هست بقیه ی کتاب ها یا نوشته ی یهودیان است و. یا نوشته ی حرام لقمه هایی است که یک زمان جیره خوار هیتلر بودند ولی حال پشیمانند زیرا مبلغ بیش تر گیرایی بیش تری دارد...پس بدین کتب هیچ نمی شود اطمینان کرد...

در مورد مخالفت هیتلر در نبرد من...خوب این اصلا چیز کاملا مشهودیه...هیتلر آن قدر عامی نوشت که مردم عامی فهمیدند اون چی گفت...یکی از دلایلی که از خریت مردم عامی می تونم بگویم که این افراد شکایت داشتند که کتاب دارای صفحات بالایی است و ما حوصلمون از خوندش سر می ره...خوب این یعنی چه؟...یعنی حماقت...هیتلر مجبور بود چنین حرف بزند چون خر فهم کنه مردم را...افرادی چون هایدگر و هیتلر و افراد دیگر را ما نمی توانیم انسان های سطحی نگری بدانیم...این ها قول های فلسفه بودند...پس زود قضاوت نکنیم....

در مورد ترک های و دیگر نژاد ها...شاید یکی از دلایلی که من شدیدا با این حرامزاده ها مخالفم اینه که توی مملکت من جای مرا تنگ کردند...من خیلی چیز های بزرگی را خواستم و می خواهم و هیچ گاه بدان دست پیدا نمی کنم زیرا می دانم این نژاد ها به جای تولید مثل توله زایی گروهی می کنند...(اشعار فردوسی هم پیدا و می نویسم)

به آقای پوریا جوان هم خوش آمد می گم در مورد کتاب تحقیق می کنم می گم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 14:41  توسط یک فاشیست کوچک  | 

آقا حسام

بله حواسم نبود پاسخ شما را بدم...فکر کردم دیگه سر نمی زنین

من هیچ ادعایی بر نازی بودن و نئو نازی بودن ندارم...و معتقدم که در درجه اول نازیسم در زمان خودش یک تفکر کاملا درست و نئونازیسم یک تفکر کاملا فاسد هست...

در مورد عقاید من در نازیسم...اولا اینکه خیلی ها می گن من کمونیستم یا فاشیست...راستش را بخواهید من شدیدا تلاش بر صلح این دو قشر دارم...البته نه کمونیستی مثل فیدل کاسرو و گورباچف و خیلی های دیگه که خیانتکارانی بیش به چپ گرایی نیستند...و نه فاشیست ها ی دیگری که اینچنینند...

در مورد مشکلات نژادی...ببین دوست عزیز...من نمی دونم شما چه نگرشی داری و چی و چی...ولی فاشیسم هر چه که هست یک مکتب و با یک فلسفه هست...و فلسفه نیاز به استدلال داره...اولا من بارها ذکر کردم که ما چیزی به نام نژاد پست نداریم...ما به دسته ای از نژاد هایی که از نظر روانی با اخلاق گرایی مشکل دارن می گیم پست...ببینین این بی منطقی نیست...این حرف را هم می شه تو روانشناسی پیدا کرد هم تو جامعه شناسی هم تو فلسفه و هر چیز دیگه ای...پس حرف ردی نیست...

حال بر می گردیم به عرب و ترک...این دو نژاد در طول تاریخ شدیدا با نژاد ایرانی مشکل داشته...اینو منم نمی گم...حمله ی اعراب و نفوذ اسلام...و ریشه به وجود آمدن اسلام در حرف های مارکس کاملا گواه بر این قضیه هست...و ترک ها...که به وفور در شاهنامه ذکر شده که چه ها کردند...و توهینات فراوانی فردوسی بدین نژاد کرده...و فکر نکنم حکیم ابوالقاسم فردوسی فردی یاوه گو باشه...

و جدای بر این ها نازیسم در ابتدای کار با این نژاد ها مشکل داشته...دوست من مطالعه کن...خواهشا دهان خودتونو باز نکنین هر چی بخوایین از روی غیرت بگین...نژاد سامی شامل چه چیز هاییست؟...من که لر هستم می رم جزوشون؟...نه...یهود... عرب و چندی از نژاد های دیگه از این دسته اند که در لیست نژادی آلمان ثبت شده بود...

امیدوارم پاسخ را گرفته باشین...سوال دیگری بود من در خدمتم

 

آقای خرمدین

من تا عمر دارم به اون سه حرامزاده ای که ناشونو اوردی فحش می دم...چ.ن این قدر بی شرافتن که حتی به عقاید خوشون هم احترام نمی گذارن...با بیگانه دست دوستی می دن...آن هم چه کسانی روحانیون و مهر به پیشانی ها...لنین همیشه می گفت تا بین بد و بدتر بدتر نیاد بهتر نمی شه...

استاد دانشگاه هم من زیاد دیدم...کدمشونو می گی؟...اونایی که من زور نمی زنم تو بحث شکستشون میدم؟...یا اونایی که صدتا صدتا تو مدرسه می بینم می رن تو دانشگاه درس می دن...این ها دلیل نمی شه...مثلا فرزند اونا حتما ارسطو می شه...این چه منطقیه عقل شماها رو فرا گرفته؟...اگر سواد به جلد کتابه من بی شک می گم خانواده ی من چندین هزار جلد کتاب داره...این می شه سواد؟...شاید اونارو من خریده باشم می زارم زیر پام به جای چهار پایه این دلیل با سوادیه؟...یعنی سوادو با خرید کتاب می شه کسب کرد؟....این منطق ترکیه که دم ازش می زنین؟...من منظورم اینه تا حالا شما دو تا خط کتابو توش تامل نکردی...آخه حرفات همش نقضه....من همش حرفام ملیه...ناموس من شرف من به دست یه دسته حرامزاده داره رو به فنا می ره...نه ترک بلکه ایرانی...فقط زمینه چین اینها ترک بوده یا عرب...شما برو ببین من توی مطالب قبلیم خروارها فحش به خود ایرانی دادم...من متعصب نیستم...متعصب یک افرادی مثل شما و امثال شما هستند که تا چند میلیون کشته می بینن و می بینن یکی طرفداری می کنه از اون می گین آدم خوره...نه دوست من اگر کمی شما ها فکر می کردین شاید هیچ گاه ما توی فساد خفه نمی شدیم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 18:34  توسط یک فاشیست کوچک  | 

شما هر چی هستی باش...من دعوای ترک را به میان نکشیدم خود شما آمدین توی وبلاگ و شروع کردین از اون هم وطنان و هم نژاد های نفهمت برو بپرس...من اینجا تخصصم اصلا ترک نبود خود هم نژاد ات اومدن اینجا و شروع کردن...بعدم هکری...خوب باش...مگه آی پی نامبر پیدا کردن هم مهارت می خواد؟...وزارت اطلاعات می خواد با من چه کار کنه؟...بگه چرا به خاتمی فحش می دی از احمدی نژاد طرفداری می کنی؟...یعنی یه هم چین چیزی از من می پرسه؟...بعد می خواد چه کارم کنه ها؟...خودت می فهمی چی میگی...یه وزارت اطلاعات بلدین دیگه خدارو بنده نیستین اگه فهم داشته باشی وزارت اطلاعات با دلیل می بنده نه بی دلیل...من طرفدار احمدی نژادم و تو و امثال تو که خاتمی پشتتون بود هیچ غلطی نمی تونین بکنین...

درمورد قوم خزر...من نمی دونم دیگه چی بگم...شاید شما کتاب را بلد نیستین توی دست بگیرین...صمیمانه بهت می گم...نه می گم خری نه هیچی...قوم خزر یهودی بودن...اینو حتی معلم جغرافی ابتدایی هم می دونه...اون قوم یهودی بود نه ترک...که بعدا نامشون موند روی دریاچه مازندران...

اون آقایانی که گفتی که نمی دونم فلاننو بهمان یه سری برو به اسمشون بزن ببین اولشون سید داره...یا ریشه یابی کنی یا یهودین یا ترک...

درمورد ستارخان و باقر خان...من بارها در وبلاگ مطرح کردم من هیچ وقت قومی را به جز چنتا محدود ۱۰۰ درصد بد نمی دونم...اینها انسان های بزرگی بودن...

بابک و دیگر عزیزانم همون ترک هایی هستند که فارسند و به زور نام ترک می گذاری روشون....شما هم نیا یاد بگیر هی بگو اینی که اینجا گفته شده دسیسه یهودیه بابا جان من خودم اینکارم...تبلیغات بی خودی نکن...

حالا هر غلطی دوست داری بکن می خوایی هک کنی...می خوایی هر نجاستی بخوری بخور...شما ترک ها که منطق ندارین تا کم میارین می زنین به سمت خری...

یک ذره فکر کن...یک ذره اون اسم هایی که می بری کامل نام ببر...ببین اهل کجان...ببین چین...ببین کین...چرا اینجوری می کنی؟...فکر کردن زور داره واستون؟

من نمی دونم قضاوت با مردم هست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 1:1  توسط یک فاشیست کوچک  | 

من نمی دانم اکثریت ملت عزیز ما خودشان را خر فرض کرده اند یا مارا خر دانسته اند...همین چندی پیش بود که دسته ای از زنان و جوانان نفهم ایرانی آقای خاتمی را در دانشگاه با اکرام و تکریم پشتیبانی نمودند و از ایشان خواستند که برای انتخابات ریاست جمهوری دو سال دیگر اقدام نمایند...و ایشان نیز با ناز و عشوه پذیرفتند...

با دیدن این مناظر انسان چه می اندیشد؟...فکر نمی کنم جزء اینکه  آن هایی که آنجایند فقط دو شاخ کم دارند تا عینا شبیه گاو باشند چیز دیگری به ذهن راه نمی دهیم...

من خودم از افرادی هستم که تا داشتم  دست چپ و راست خودم را می آموختم دیدم دارم به سوی فردی می روم که اصلاح طلب است و مردم همه پشت او را گرفتند...پس اینکه من ندیدم که او کیست و چیست کمی کفر است...

این اصلاح کردن ها چه بود؟...

راستش را بخواهید یه مدتی در کودکی به تدریج تغییر و تحولاتی در البسه ی افراد دیدم و دیدم که مانتو ها تنگ تر شد...لباس ها از هر جهت کوتاه تر شدند...حجاب کم تر در نظر گرفته شد...آرایش ترویج پیدا کرد...چادر کنار گذاشته شد و از همه مهم تر...و مهمترین نکته این بود که جای صلوات را سوت و کف گرفت!!!...ولی این ها هر چی بود من  بچه  فهمیدم که آزادی یه همچین چیز هایی نمی تونه باشه...و متاسفانه هر وقت حرف می زدیم و کلمه ای از این آقا انتقاد می کردیم پرخاش هایی را از یک دسته جوان بی بوته حرامزاده می شنیدیم...که شما نمی گذارید آقای خاتمی کارش را بکند...والا من در عجبم اگر یکی می خواهدفلان بزند در کاسه ی آش دیگری با گفتن من جلوگیری می شود؟...چه نگذاشتنی...این آقا هشت سال رییس جمهور مملکت ما بود هیچ کاری نتوانست بکند..اصلا چه کار می خواست بکند...آخر کلماتی مثل بی حجابی...نمی دونم آزادی چیو چی باید امکانش باشد که فردی حرفش را بزند...در غیر این صورت فرد دارد وعده ی سر خرمن می دهد و شیادی بیش نیست...من درک نمی کنم  نام آن بی ناموسی که می گوید عوام فریبی وجود ندارد را چه باید نهاد؟...یعنی واقعا آزادی سوت و کف وقتی بتواند یک عده را رام کند این نشانه ی خریت آن دسته نیست؟...خوب هست...مگر می تواند نباشد...طرفدارانی که از این آقا پشتیبانی می کردند دسته ای از دختران و پسرانی بودند که در دانشگاه وقت های میان دو کلاس خود را با بحث های به قول خودشون چپ گراایانه و مارکسیستی پر می کردند...در صورتی که من قول می دهم نصف آن ها حتی نمی دانند مارکس چیست...چه برسه که کیست...و وقتی فردی را دیدند که نام چپ به دنبالش است مثل افسار گسیختگان بدنبالش افتادند...

در اینجا به راستی به یک چند گانگی عظیم بر می خوریم...این افراد اگر مسلمانند چرا در حال حاضر که حجاب و موازین اسلامی رعایت می شود ناراضی هستند و خواستار بازگشت دوران بد حجابی خاتمی شده اند؟...و اگر این ها مسلمان نیستند پس برای چه به دنبال یک روحانی افتادند؟...و اگر این ها دموکراتند پس چرا اصلا درین مملکت مانده اند؟...

این سخن که جامعه ی ایران به شدت بیمار است شاید بجا ترین سخنان باشد...ملتی که چنین می کنند به شدت مشکلات روحی روانی دارند...چه زمان  یک چپی که مارکسیسم را می داند و آن را درک کرده است کوتاهی پاچه شلوار و موی ژل زده را آزادی می داند؟..این خواسته ها همه صفات یک زن و مرد خراب است نه یک روشن فکر...خوب این مشاهدات ما جز اینکه ثابت کند این آقا و طرفدارنش هیز نشان هستند چه چیز دیگر در بر دارد؟...متاسفانه ملت عزیز ما خواستار تمام و کمال دروغ پردازی هستند...حال هم که فردی به ریاست جمهوری رسیده است که به عصر دروغ پردازی های آقای خاتمی پایان داده و هر آنچه می گوید عمل می کند همه معترضند...بله آقای احمدی نژاد چون دست زنان نامحرم را بوسه نمی زند..چون با لباس سفید مثل عروس هفته ای هشت بار به طواف کشور های خارجی نمی روند...چون بنزین را سهمیه بندی کردند و جوانان عزیز ما را از تفریح سالم تکاف در جلوی دختران تا حدی( البته نه بسیار) محروم کردند انسان بدی هستند...ولی آقای خاتمی که فقط و فقط دروغ گفت و در چهار سال دوم نیز با دو قطره ی اشک و دروغ های بزرگ تر به سر کار آمد فرشته ی نژاد ایرانیست...آری آن هم با توهین بزرگی به نام  گفت و گوی تمدن ها و فروختن تمامی ایمان انسانی... حال ایمان به هر چیز  ...گفت و گوی تمدن های فقط و فقط موجب نابودی هر آنچه می شود که جمع شده...حال چه جمع شدگان خوب باشد چه بد...بحث اینست که من حالم از فردی که به ساختار حکومتی که در آن زندگی می کند و آن را قبول دارد خیانت می کند بهم می خورد ...اگر ایشون ذهن انقلابی دارد پس می تواند اسلحه به دست بگیرد و داد خواهی کند در غیر این صورت اعمال این آقا یک مجموعه ی بی معنی است...

البته در کل خواهان این نبودم که از آقای خاتمی انتقادی بکنم چون اصلا ایشون خوشبختانه دیگه سمتی نداره...در کل منظورم اینست که رویداد روزانه نشان می دهد ما یک دسته شیر هستیم که رهبر خودمان را بیشتر اوقات گوسفند انتخاب می کنیم(و وقتی هم سردسته شیر می شود به او دهن کجی می کنیم مثل حالا) و این دسته در جلوی گله ی خرهایی که به دست شیران اداره می شود شکست می خورد...نمی دانم دیگر با چه زبانی بیان کنم نظر با شماست...

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 10:43  توسط یک فاشیست کوچک  | 

 

برداشت مطالب فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد.متشکرم